چگونه یک افسر زیردریایی هسته ای یاد گرفت که در محله های باریک زندگی کند – شماره 94: در حال تکامل


تعطیلات شاد. این هفته ما بهترین داستان های خود را از سال 2020 دوباره چاپ می کنیم. این مقاله برای اولین بار در ماه آوریل سال 2020 در The شیوع منتشر شد.

منمن با انزوای اجباری غریبه نیستم. وی در بیشتر دهه های 20 سالگی خود به عنوان افسر زیردریایی هسته ای مشغول انجام ماموریت های مخفی برای نیروی دریایی ایالات متحده بود. من با صد ملوان دیگر در ناوگان وسیع اقیانوس آرام در ناو USS Connecticut ساکن شدم ، یک کشتی کلاس Seawolf که در آخرین دوره جنگ سرد طراحی شده بود تا یکی از سریعترین ، ساکت ترین و عمیق ترین زیردریایی های ساخته شده باشد. راکتور پیشرفته مملو از چندین دهه سوخت اورانیوم غنی شده بود که بخار نیروگاه و نیروی الکتریکی تولید می کرد تا بتوانیم بدون بازگشت به بندر به طور نامحدود در زیر امواج ناپدید شویم. بیشترین مدت اقامت من دو ماه بود ، با تیمی از دانشمندان که در حال مطالعه محیط قطب شمال بودند و برای ارتباطات صوتی با فرکانس بالا و آزمایش یخ ، زیر قطب یخ قطبی به قطب شمال سفر می کردند. در هنگام اعزام ، حوادث مهم بدون شما اتفاق می افتد: تعطیلات با عزیزان ، تولد یک کودک یا در مورد من ، پلی آف نیویورک غول 2011 – 2012 برای شکست دادن پاتریوت های تام بردی در سوپر کاسه برای دومین بار. از طرف بهتر ، جدا شدن از دنیای خارج اولین کار عالی برای یک فرد درون گرا بود.

یک ماه می گذرد که COVID-19 ناخواسته دوره ای دیگر از انزوا را در خارج از خانه به من معرفی کرد. من در ترکیه هستم ، جایی که سفر دو هفته ای با شریک زندگی ام برای ملاقات با خانواده اش برای مدت نامحدود تمدید شده است. هیچ پرونده ثبت شده ای در اینجا وجود ندارد و فقط چند مورد در کالیفرنیا در اوایل ماه مارس هنگامی که سانفرانسیسکو را ترک کردیم ، جایی که من یک استودیوی طراحی تجاری اداره کردم من انتظارات زیادی از ترکیه داشتم زیرا هرگز در اینجا نبوده ام. من اکنون با شریک زندگی خود ، پدر و مادرش ، هفت گربه و یک توله سگ جدید در یک شهر ساحلی در خارج ازمیر زندگی می کنم.

در خانه ای در خاک خارجی حبس شده ام که من به آن زبان صحبت نمی کنم و خودم را در حال بازگشت به حالت استقرار زیردریایی دیدم. هر روز با اطاعت از تابلوهای داده آنلاین نظارت می کنم و وضعیت توزیع میز صبحانه را به طور خاص به هرکسی گزارش می کنم. من با دوستان و خانواده در سراسر جهان در ارتباط هستم که به من می گویند آنها دیوانه می شوند و خانه هایشان به حالت کلاستروفوبیک در می آیند. اما اگر یک چیز از تجربه خود به عنوان افسر زیردریایی یاد گرفته ام ، این است که شما احساس راحتی می کنید و احساس راحتی نمی کنید.

مسئول دادگاه: نوشته شده توسط استیو وینر در سال 2011 در USS Connecticut ، یک زیردریایی هسته ای. وینر ناو کشتی بود. این زیردریایی و خدمه با تیمی از دانشمندان در اقیانوس منجمد شمالی مستقر بودند و در حال مطالعه محیط قطب شمال و آزمایش ارتباطات صوتی و صوتی فرکانس بالا برای عملیات زیر آب بودند.با مجوز از استیو وینر

آموزش من با آزمایش روانشناسی آغاز شد ، اگرچه ممکن است آن چیزی که شما فکر می کنید نباشد. ارزیابی آمادگی ذهنی برای انزوای زیر آب توسط دانشمندان کلیپ بورد در آزمایشگاه انجام نمی شود. فرآیند انتخاب افسر توسط دریاسالار هیمن ریکوور ، مهندس بینش و دیوانه قابل توجهی ایجاد شد که اولین راکتور هسته ای را در یک زیردریایی قرار داد تا ذکاوت فنی و خونسردی تحت فشار را ارزیابی کند. به مدت سه دهه به عنوان مدیر برنامه پیشران هسته ای نیروی دریایی ، ریكاور با ناراحتی با هر افسری مصاحبه كرد ، و استخدام فولكلور كابوس واقعی منابع انسانی است: ساعتها نامزدها را در رختكن قفل می كنید ، و س questionsالات گنگ مانند “كاری كن برای من خشمگین ” و بریدن پایه های صندلی به معنای واقعی کلمه یکی.

ریکاور به عنوان طولانی ترین افسر از نیروی دریایی بازنشسته شد و جانشینان وی به رسمیت شناختن هر نامزد افسری ادامه دادند ، اما با رویکرد کمی با وقار تر. با این حال ، به نظر می رسید که شبح ریکوور روند مصاحبه من را هنگامی که برای یک زیردریایی به عنوان جوان در آکادمی نیروی دریایی ایالات متحده در آناپولیس ، مریلند درخواست کردم ، هدایت می کند. از سوی دیگر میان رده ها به من هشدار داده شد که اگر دست دادن را شروع کنم در محل شکست خواهم خورد. بنابراین ، در حالی که لباس رسمی آبی من به تن کرده بودم و تمام تلاشم را کردم تا از برخورد تصادفی انسان جلوگیری کنم ، وارد دفتر دریاسالار شدیداً شدم و وقتی که از کارنامه خودم پارس می کردم ، مستقیم به جلو خیره شدم. هنگامی که روی صندلی بدون تغییر و کاملاً صاف جلوی میز او نشسته بودم ، دریادار مستقیماً از من س askedال کرد که چرا این همه کلاس فلسفه شرکت کرده ام و آیا فکر می کنم می توانم از سختگیری فنی دانشکده انرژی هسته ای استفاده کنم؟ پاسخ من جعلی از صلاحیت های افسر نیروی دریایی جان پل جونز بود. “دریادار ، یک افسر باید آقایی با تحصیلات لیبرال ، اخلاق صاف ، حسن نیت ادب و بهترین احساس شرافت شخصی باشد.” رئیس آینده من به من نگاه کرد ، سرش را تکان داد انگار فکر می کرد من یک مشت هستم ، و به من گفت که دریافت کرده ام کار کردن

حبس چیزی را در روان من باز کرد و به خودم اجازه دادم از نگرانی خلاص شوم.

آموزش انرژی هسته ای بیش از یک سال است که هر روز یک ضربه آکادمیک است. برنامه درسی فوق العاده فنی است و آموزش و پرورش شباهت به یک خط مونتاژ سایبورگ دارد ، حتی بدون اشاره به روش سقراط. نمرات ما به طرز محسوسی روی دیوار کلاس گذاشته می شد و بین کسانی که می گذرند و کسانی که شکست می خورند مرز مشخص می شود. من به اندازه کافی زیر خط بودم تا بتوانم هر هفته 25 ساعت اضافی مدرسه را به عنوان یک صداقت قابل احترام بدست آورم ، این بدان معناست که من ساعت 5 صبح و هر آخر هفته در مدرسه بودم. به این ترتیب ناوگان هسته ای سطح بالایی از دانش و خلق و خو را برای مدیریت عملیات راکتورهای دریایی ایجاد می کند.

من سرانجام چند ماه قبل از اولین اعزامم برای ارزیابی روانشناسی رسمی نشستم. مرا به اتاقی بزرگتر از کمد جارو وارد کردند و به من دستور دادند که یک پرسشنامه مبتنی بر رایانه را با س questionsالاتی درباره چندین انتخاب برای احساساتم مرور کنم. من هرگز نتیجه را یاد نگرفتم ، بنابراین حدس می زنم پاسخ های من پرچم قرمز زیادی را برافراشته نکند.

در طول اولین سال حضور در کشتی ، تمام ساعات بیداری خود را صرف نظارت بر عملیات راکتور یا مطالعه پیچیدگی های هر اینچ از لوله 350 فوت و علم پشت همه اینها کردم. دستگاه الکترولیز ، که مولکول های آب را برای تولید اکسیژن جدا می کند ، تقریباً همیشه کار نمی کند ، بنابراین در عوض شمع های کلرات را سوزاندیم که هوای قابل تنفسی تولید می کند. آب دریا روزانه برای نوشیدن و آب دوش تقطیر می شود. اتصال ماهواره ای ما از پهنای باند کمتری نسبت به مودم شماره گیری من در دهه 1990 برخوردار بود و ما فقط مجاز به ارسال ایمیل متنی برای دوستان و خانواده در زمان و مکان خاص بودیم تا خطر کشف شدن را نداشته باشیم. من هر ماه آزمایش هایی را برای نشان دادن مهارت در مهندسی هسته ای ، ناوبری و توانایی های جنگی کشتی انجام می دادم. وقتی من صلاحیت جنگ زیر دریایی را کسب کردم ، ناخدا نشان دلفین طلا را روی لباسم چسباند و کلیدهای ضرب المثل کشتی جنگی 4 میلیارد دلاری را به من داد. در این مرحله ، من مسئول هماهنگی مأموریت ها و پیمایش کشتی به عنوان افسر عرشه بودم.

Sapolsky_TH-F1

زیردریایی های مدرن از نظر هیدرودینامیکی دارای کارآیی ترین جریان لایه ای در زیر آب هستند ، بنابراین ما 99 درصد از زمان را در آنجا کار کرده ایم. استثنای نادر غوطه وری هنگام ورود و خروج از بندر است. ناخوشایندترین زمان حمل و نقل طولانی بود ، که در تورم های شدید متورم می شود ، و این یک سفر دریایی به خصوص تند و زننده است. تا به امروز ، یادآوری خاطره برخی از این بادبان ها باعث ریفلاکس می شود. منطقه راحتی واقعی زیر دریایی زیر امواج است ، بنابراین به محض قطع اسکله ، به سمت آبی رفتیم که برای غواصی عمیق بود.

قرارگیری افراد ، اژدرها و راکتور هسته ای در یک قایق فولادی که عمداً برای غرق شدن طراحی شده است غیر طبیعی است. این شگفتی مهندسی یکی از پیچیده ترین هاست و قبل از اینکه بیشتر از این پیش برویم و کشتی و سرنشینان آن را تحت فشار شدید دریا قرار دهیم ، افسران بصری هزاران دریچه را بازرسی می کنند تا طیف وسیعی از سیستم ها را بررسی کنند تا در صورت فشار به سطح زمین. شروع به غرقاب و غرق شدن غیرقابل کنترل می کند – روش بدون خطا نامیده می شود تقلب غواصی. هنگامی که زیر موج ها قرار گرفتیم ، کل خدمه دور خواهند رفت تا نشتی را بررسی کنند قبل از اینکه در حالت چرخش ساعت ایستاده قرار بگیرند ، تمرینات تلفات ، آموزش مهندسی ، تغذیه ، دوش گرفتن (گاهی اوقات) و خواب (به ندرت) را بررسی کنند. چرخه کامل 18 ساعت بود ، به این معنی که زمان چرخه های شبانه روزی ما دائماً تغییر می کرد. صرف نظر از مقدار قهوه Folger صادر شده توسط دولت ، گلویم را می ریزم ، در تماس فوری با تنه خود بیهوش می شوم (مکالمه مکالمه زیر آب که در آن حریم خصوصی شما با پرده بوم نمادین شده است).

به عنوان یک افسر ، من فقط در کنار دو مرد مسن دیگر در یک کابین بزرگتر از یک کمد مجلل زندگی می کردم. بیشتر خدمه مانند چوبی در یک اتاق دو طبقه برای 18 نفر صف کشیده بودند و همه به تناوب در صندوق عقب قرار گرفتند. این سبک زندگی جایگزین به دلیل احساسی که هنگام خزیدن در ملافه های اخیراً اشغال شده احساس می کنید ، به چمدان گرم معروف است. اتاق های دو طبقه مقدس هستند ، جایی که سکوت با شدت صومعه مشاهده می شود. در زدن یا زنگ هشدار یک گناه اصلی بود ، بنابراین بیداری ها توسط یک ملوان ارشد انجام شد که وقتی زمان مراقبت از شما بود به آرامی شما را مجبور به بیدار شدن کرد. ستوان وینر ، وقت بیدار شدن است. شما ساعت نیمه شب را دارید ، آقا. کلماتی که رویاهایم را آزار می دهند.

دستگاه الکترولیز کار نمی کرد ، بنابراین ما شمع های کلرات را که هوای قابل تنفسی تولید می کرد ، سوزاندیم.

من با دزدکی حرکت کردن در یک تمرین قایقرانی در موتورخانه یا یک موتور ثابت که بین کابینت های الکترونیکی قرار گرفته است ، ظاهری از عقل سلیم و آمادگی جسمانی را حفظ کردم. ضرب و شتم ریتمیک قدمها روی تردمیل یک صدا شکن بود – صدا می توانست کیلومترها از طریق سونار تشخیص داده شود – بنابراین ما آن را خاموش کردیم مگر اینکه در آبهای دوستانه ای باشیم که در آن درگیر کار نبودیم.

مانند یک نسخه کاملاً خیس شده از یک راهب بودایی که در یک غار خلوت شده بود ، زیردریایی های گسترده من چیزی را در روان من باز کردند و به خودم اجازه دادم که نگرانی هایم را کنار بگذارم. ترانزیت در زیر اقیانوس وسیع در یک کشتی با چند اینچ فولاد ، که مانع از غرق شدن ما می شود ، کمک می کند تا همه چیز در منظر قرار گیرد. بعد از ترک نیروی دریایی ، من آزادی های انتخاب شخصی ، یک میوه تازه و 24 ساعت شبانه روز را بیشتر تحسین می کنم. تنها تأسف من این است که دفترچه یادداشت نگه نمی دارم یا فرصتی برای کشف شیوه مراقبه در زیر دریا ندارم.

امروز من در حال یادگیری زبان ترکی هستم تا بتوانم در مورد آنچه در اطراف من اتفاق می افتد اطلاعات بیشتری کسب کنم. من یوگای کوندالینی (مدیتیشن متحرک که بر تنفس متمرکز است) انجام می دهم و روی تردمیل می دوم (زیرا دیگر نگران قدم های سونار خود نیستم). به عکسهای زیردریایی خود نگاه کردم تا با دنیایی که پشت سر گذاشتم در ارتباط باشم ، زیرا می دانستم به زودی برمی گردم. اکنون دوست ما ، که در آپارتمان ما در سانفرانسیسکو منزوی است ، تصاویر گربه ما را برای ما می فرستد و گزارش می دهد که چگونه محله تغییر کرده است.

دشوار است تصور کنید که ما زندگی خود را دقیقاً همانطور که بود از سر بگیریم. اما این زیردریایی در من خوشبین است که ما آن را در خود داریم تا با هر شرایطی که در هنگام صعود از اعماق و بازگشت به سطح زمین امن باشد سازگار شویم.

استیو وینر بنیانگذار Very Scarce ، یک استودیوی طراحی تجاری است. وی پیش از این شرکت های پرتفوی را در Expa اداره می کرد و زیردریایی های هسته ای را در نیروی دریایی ایالات متحده رانندگی می کرد. وی دارای مدرک MBA از دانشکده وارتون و یک مدرک کارشناسی از آکادمی نیروی دریایی آمریکا است. اینستاگرام:steve Twitter:weenpeace

تصویر سرب: Mike H. / Shutterstock




منبع: khabar-shoma.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*