[ad_1]

اشکال پایدار فرهنگی نباید نتیجه بازتولید نزدیک باشد. آنها می توانند به طور مداوم از تغییرات ظریف ظاهر شوند.تصویرسازی توسط VectorMine / Shutterstock

جهمه چیز برای من باید مردم را به یاد شاعر نابینای قرن هفدهم بیندازد. نام خانوادگی من ، میتون ، فرانسوی است ، اما افراد خارج از فرانسه همواره آن را “میلتون” اشتباه می نویسند – مانند نویسنده معروف انگلیسی جان میلتون از شعر حماسی بهشت گم شده.

امری غیر معمول نیست که افراد نام ناشناخته را اشتباه بنویسند – از این گذشته ، 99 بار از 100 نفر نام من را “میلتون” اشتباه می نویسند. این نامی است که در همه چیز از کارت تناسب اندام دانشگاه من گرفته تا ایمیل های همکاران آمده است.

ممکن است بی اهمیت به نظر برسد ، اما این املا در واقع ویژگی اصلی نحوه ظهور و تثبیت شیوه های فرهنگی را نشان می دهد.

هنگام مطالعه فرهنگ ، یکی از س questionsالات کلیدی که دانشمندان می پرسند در مورد تداوم است: چرا مردم کارهای طولانی مدت را به شیوه های تقریباً مشابه انجام می دهند؟ بگویید تامیل ، در نظر بگیرید که چگونه دستورالعمل های غذایی سنتی ، تعریف پایداری از هسته را برای نسل ها حفظ کرده اند – خمیر بر اساس ذرت پخته شده در پوسته ذرت.

بیشتر اشتباهات املایی تغییراتی سیستماتیک و غیر تصادفی هستند.

انسان شناسان شناختی مانند من سعی می کنند با مطالعه نحوه تعامل ذهن انسان با فرهنگ به این س scientificال علمی پاسخ دهند. رویکردی که به عنوان تکامل فرهنگی شناخته می شود بر اساس نظریه داروینیسم در نظر گرفته شده است که تکامل را در شیوه های فرهنگی دیرینه به عنوان تکامل گونه ها در نظر می گیرد.

اکثر نظریه پردازان تکامل فرهنگی می پذیرند که این سنت ها برای نسل ها از طریق انتقال واقعی یا آنچه به عنوان “وفاداری فرهنگی” شناخته می شود ، حفظ شده است. از آنجا که تصور می شود افراد در بدست آوردن اطلاعات از طریق تقلید مهارت خاصی دارند ، آنها می گویند منطقی است که مدل های خود را بدون خطا کپی کنیم. به گفته این محققان ، مردم ، اطلاعات فرهنگی را به همان روشی که DNA اطلاعات ژنتیکی را حفظ می کند ، با نرخ کم جهش های تصادفی به ارث می برد. بررسی تغییرات فرهنگی از این طریق ، تکامل گران فرهنگی را بر آن داشته است که به شدت به زیرمجموعه ژنتیک جمعیت تکیه کنند – و از مدل هایی استفاده کنند که نشان می دهد تداوم فرهنگی تنها از طریق وراثت کار می کند.

با این حال ، اطلاعات فرهنگی در واقع از نسل هایی با درجه وفاداری یکسانی مانند اطلاعات ژنتیکی منتقل نمی شوند.

فراوانی برخی اشتباهات املایی مثالی است که توضیحات پیچیده تری از نحوه دستیابی افراد به اشکال پایدار فرهنگی ارائه می دهد. من به عنوان یک انسان شناس شناختی که در زمینه در حال ظهور بین رشته ای علم پیچیدگی کار می کنم ، علاقه مند هستم که چگونه اشکال فرهنگی به حیات خود ادامه دهند نه به این دلیل که با وفاداری بالا به عنوان اطلاعات ژنتیکی تکثیر می شوند – بلکه به دلیل مخالف ، زیرا اغلب از آنها به اشتباه استفاده می شود. من و همکارانم دریافته ایم که افراد به دلیل عوامل شناختی ، محیطی ، اجتماعی و سایر عوامل مرتبط با انتقال اطلاعات که بیشتر “تحول” ایجاد می کنند ، به مرور زمان فرم های تکراری و مشابهی (مانند دستور غذا یا دنباله موسیقی) تولید می کنند. .

به عبارت دیگر ، من با این فرض شروع می کنم که تکامل فرهنگی مسیرهای متفاوتی را از تکامل بیولوژیکی دنبال می کند. اشکال فرهنگی پایدار نباید نتیجه بازتولید نزدیک باشد. آنها می توانند به طور مداوم از تغییرات ظریف ظاهر شوند.

بنابراین چه چیزی تمایل ما را به اشتباهات خاص – و نه دیگران – در مورد پیچیدگی فرهنگ های بشری آشکار می کند؟

بیشتر اشتباهات املایی تغییراتی سیستماتیک و غیر تصادفی هستند. افراد به دلایل مختلف کلمات را تغییر می دهند ، از جمله اینکه آیا گوینده قبلاً از اشتباه و یا هجی کردن صحیح آگاه بوده است یا اینکه چند بار در گذشته با کلمات مشابهی روبرو شده اند.

در مورد نام خانوادگی من ، “میلتون” احتمالاً یک نوع انگلیسی زبان است که بسیار رایج تر از “میتون” است. بنابراین ، اگر در مورد املای درست تردیدی وجود دارد ، آنهایی هستند که به طور پیش فرض می شناسند. در مورد من ، مردم می توانند میلتون ، نام یک شاعر مشهور را از مدرسه یا شرایط دیگر به خاطر بسپارند و بنابراین تصور کنند که املا درست است. به عبارت دیگر ، تجمع تجربه شخصی ، آموزش و سایر اشکال دانش فرهنگی نقش مهمی در انتقال اطلاعات دارد.

خطاها در رابطه با محیط زبانی که در آن رخ می دهد نیز رخ می دهد. اگر نامی شامل صداهایی باشد که معمولی یک زبان نیستند ، معمولاً گویندگان نسخه ای از نام را که به الگوهای صوتی که بیشتر در آن زبان ظاهر می شود ، نزدیک تر می سازند. این به توضیح اینکه چرا تلفظ صحیح میتون به فرانسوی نیز کاملاً متفاوت از تلفظ انگلیسی میلتون است ، کمک می کند.

چنین نمونه هایی از افرادی که به طور سیستماتیک اطلاعات مختلف را به روشهای غیر تصادفی تغییر می دهند ، در زندگی روزمره فراوان است.

یکی از روش هایی که من برای مطالعه این تغییرات سیستمیک در تحقیقات خود استفاده می کنم از بازی کودکان برای کودکان الهام می گیرد. در این بازی ، یک کودک با یک عبارت شروع می کند ، سپس آن عبارت را برای کودک بعدی در خط زمزمه می کند ، که سپس آنچه را که برای کودک بعدی شنیده است تکرار می کند و غیره. سپس آخرین شرکت کننده آنچه را که شنیده است فاش می کند و آن را با عبارت اصلی مقایسه می کند. تقریباً همیشه عبارات آغازین و پایانی متفاوت است ، که اغلب منجر به خنده همه بازیکنان می شود.

وقتی من و همکارانم آزمایشاتی را برای مطالعه تکامل فرهنگی انجام می دهیم ، از منطقی مشابه پیروی می کنیم: ما به اولین نفر در محتوای زنجیره ای یادآوری می دهیم یا وظیفه ای را باید انجام دهیم ، و آن شخص آنچه را که می تواند به یاد بیاورد به فرد بعدی می گوید یا نشان می دهد. شرکت کننده در زنجیره و غیره این روش به ما اجازه می دهد تا مطالعه کنیم که چه تغییراتی از فردی به فرد دیگر جمع می شود.

به عنوان مثال ، در یک مطالعه ، من و همکارانم از شرکت کنندگان خواسته ایم که دنباله ای از استراق سمع ها را روی لنت های طبل تکثیر کنند. ما تنظیمات متفاوتی را ایجاد کردیم به طوری که زنجیره شرکت کنندگان برای ایجاد ریتم یکسان با محدودیت های فیزیکی متفاوتی روبرو شد ، با استفاده از حرکات بزرگ ، حرکات کوچک یا ترکیبی از هر دو برای فشار دادن پدها. پس از شش “نسل” یا اپیزود انتقال ، ریتم های تولید شده توسط شرکت کنندگان بسته به این محدودیت ها ویژگی های متمایزی از خود نشان می دهند. شرکت کنندگان بسته به محیط فیزیکی خود تغییرات سیستمیک ایجاد کردند ، که منجر به ریتم های پایدار اما متفاوت شد.

ببرش ناتیلوس بولتن

جدیدترین و محبوب ترین مقالات مستقیماً به صندوق ورودی شما تحویل داده می شود!

همانطور که این نوع آزمایش ها نشان می دهد ، با مشاهده نحوه تغییر اطلاعات در هنگام انتقال اطلاعات از فردی به فرد دیگر (یا نسل به نسل) ، دانشمندان می توانند نقش عوامل مختلف را در تثبیت سنت ها بهتر درک کنند.

تیبا توجه به اینکه اکثریت تکامل گرایان فرهنگی همچنان با ریشه های داروینی خود در ارتباط هستند و قیاس نسبتاً سختی بین تکامل فرهنگی و بیولوژیکی دارند ، اکنون بیشتر و بیشتر محققان در حال بررسی این موضوع هستند که چگونه می توان ثبات برخی از اشکال فرهنگی را از طریق دگرگونی ها و نه کپی برداری واقعی حفظ کرد. هر چقدر هم که انتقال انسان نادرست باشد ، این واقعیت که اشتباهات ما در انتقال اطلاعات فرهنگی به روشهای منظم و هدفمند اتفاق می افتد ، نه به طور تصادفی ، راه جدیدی را برای درک تداوم و تغییر در زمینه تکامل فرهنگی باز می کند.

این تغییر در درک نیازمند تحول فرهنگی در زمینه علم پیچیدگی یا مطالعه سیستم های پیچیده است. این رویکرد شامل کار در رشته های مختلف از جمله انسان شناسی ، زیست شناسی ، فیزیک و علوم کامپیوتر است.

در علم پیچیده ، پایداری اجتماعی در مقیاس بزرگ ناشی از بسیاری از حرکات مختلف در مقیاس کوچک در سطح زندگی روزمره است. از این نظر ، ادامه سنت آشپزی ممکن است به هر تعداد از پدیده های فرهنگی بستگی داشته باشد که دائماً در نتیجه تعاملات محلی بین افراد یا بین گروه های کوچک مردم رخ می دهد.

به عنوان مثال ، تامالا ، که من قبلاً شناسایی کردم ، همیشه در پوسته ذرت پخته نمی شود – گاهی اوقات از برگ موز به جای آن استفاده می شود. ادامه این غذا به بازتولید دقیق یک دستور غذا در نسل ها بستگی ندارد ، بلکه به نحوه تقسیم و اصلاح این دستور العمل ها برای انطباق با محصولات یا سلیقه های محلی در زمان و مکان بستگی دارد.

بسیاری از پیچیدگی های دگرگون کننده دیگر وجود دارد که دانشمندان مانند من هنوز آنها را کشف نکرده اند. من اخیراً به نیومکزیکو نقل مکان کردم و جهش جدیدی در خانواده من ، مینتون ظاهر شد. من هنوز سعی می کنم آن را بفهمم.

هلنا میتون یک انسان شناس شناختی و دانشجوی دکترای پیچیدگی در موسسه سانتافه است.

این اثر برای اولین بار در SAPIENS با مجوز CC BY-ND 4.0 ظاهر شد. اصل را اینجا بخوانید.



[ad_2]

منبع: khabar-shoma.ir