[ad_1]

هاپیدمی ها راهی برای ایجاد شگفتی در مورد مرگ دارند. به بیان واضح تر ، در شکل خام آن ، زمانی لازم است که برای اولین بار از قلب ما برآید: چرا؟ چرا روی زمین باید چنین باشد؟

که در طاعون، رمان آلبر کامو در مورد بیماری دردناک در یک شهر الجزایر ، پدر پانلو ، یسوعی وفادار ، روی منبر می رود و توضیحات خود را ارائه می دهد. پانلو می گوید: “همین طاعون که شما را می کشد ، برای شما مفید است و راه شما را نشان می دهد.” پانلوکس در خطبه دیگری می گوید: “رنج کودکان نان تلخ ما بود ، اما بدون این نان روح ما از گرسنگی معنوی آنها از بین می رود.”

چارلز داروین جوان نیز در مورد این مشکل تعجب می کرد و مدتی فکر می کرد ممکن است پاسخی پیدا کرده باشد. در واقع ، استدلال او ربطی به خطبه پانلو داشت: مرگ و رنج ناگزیر با خیری بالاتر ارتباط داشت ، اگرچه خیر داروین با پانلو تفاوت داشت. در جایی که یسوعی جهت و غذای معنوی قرار می دهد ، داروین تکامل موجودات زنده شگفت انگیز را وارد می کند. آخرین پاراگراف از درباره منشاء گونه این جمله قابل توجه را شامل می شود: “بنابراین از جنگ طبیعت ، از قحطی و مرگ ، متعالی ترین شیئی که می توانیم تصور کنیم ، یعنی تولید حیوانات برتر ، مستقیماً دنبال می شود.”

شماره گذاری جنس ما: به طور شگفت انگیزی ، تجزیه و تحلیل ژنومی می تواند برآوردی از اندازه جمعیت شجره نامه از جد شامپانزه-انسان تا انسان را به ما ارائه دهد.عکسهای عالی – بن هاین / شاترستوک

سوالات عظیم معنوی را که کنار بگذاریم ، یک حس باریک وجود دارد که در آن داروین کاملاً درست می گفت: این نظریه تکامل از طریق انتخاب طبیعی این ایده است که زندگی با مرگ پرداخت می شود. منظورم این است که نه از نظر شاعرانه و نه از نظر احساسی ، بهایی که ما برای زمان خود در اینجا در زمین می پردازیم ، غم آخرین خروج ماست. در عوض ، من می خواهم با یک مفهوم متداول و بی چون و چرا بگویم که ویژگی هایی که ما در موجودات زنده مشاهده و تحسین می کنیم – سازگاری دقیق سازگار با محیط ، پیچیدگی ساخت ، امکانات شگفت انگیز و متنوع – همه بر اساس فرایندی ساخته شده اند که نیاز به معیارهای خاصی دارد. میزان مرگ

حتی می توان بر اساس مفروضات معقول ، تعداد مرگ و میرها را محاسبه کرد. آنچه داروین هنگام تدوین تئودیکس خود متوجه نشد این بود که رابطه جنسی محاسبات را به شدت به نفع ما انجام می داد.

مندر مسائل مرگ و زندگی ، ما باید دقیق باشیم ، بنابراین یک مثال ساده را در نظر بگیرید ، سناریویی که نظریه پردازان آن را مدل اسباب بازی می نامند. گونه ای را تصور کنید که متشکل از 100000 نفر است و در منابع متعادل در عدن زندگی می کنند. هر فرد می تواند دقیقاً یک فرزند تولید کند و خود را در جمعیت جایگزین کند. فوق العاده. اما اگر قرار است گونه تکامل یابد ، چه اتفاقی برای این عدن می افتد؟

بگذارید بگوییم که یک فرد با یک جهش ژنتیکی مفید متولد می شود – تغییر در ماده ارثی آن ، DNA آن ، که باعث می شود از همه همسالان خود سازگارتر باشد. او می تواند بهتر پنهان شود یا سریعتر علوفه پیدا کند. برای شکار م efficientثرتر یا مبارزه با قدرت بیشتر – جهش هر چه باشد ، به آن پا می دهد.

چند مرگ مفید برای تبدیل جدای شامپانزه به هومو ساپینز لازم بود؟

برای اینکه این جهش جدید از 1 در 100000 به 2 در 100000 برسد ، فرد حامل آن باید نه یک بلکه دو فرزند به دنیا آورد. اما ما گفتیم که جمعیت با برخی منابع محدود در هر 100000 نفر ثابت می ماند. بنابراین برای ورود یک فرد اضافی که جهش جدید را وارد جمعیت می کند ، یک فرد اضافی که جهش جدید را حمل نمی کند باید بمیرد و به اصطلاح جایی برای پیشرفت باقی می گذارد. به طور کلی ، برای افزایش تدریجی گسترش جهش مفید ، یک مرگ اضافی لازم است. برای افزایش جهش جدید به میزان 1 درصد در جمعیت 100000 نفری ما ، باید 1000 مرگ دیگر رخ دهد. برای به اشتراک گذاشتن جهش جدید در کل جمعیت – انجام آن برو تعمیر کنهمانطور که زیست شناسان تکاملی می گویند ، باید 100000 نفر دیگر کشته شوند. به این ترتیب ، کمک های تکاملی با ارز مرگ پرداخت می شود.

ما باید برخی از تفاوت های ظریف را اضافه کنیم. هرگونه افزایش تدریجی در فراوانی جهش مفید از نظر فنی مستلزم مرگ نیست ، بلکه تنها به ناتوانی فرد در زنده ماندن و تولید مثل نیاز دارد. شاید کسی نتواند فرزندی را برای او تعیین کند تنها س isال این است که خط ژنتیکی والدین باید پایان یابد. اما در طبیعت ، این معمولاً به معنای مرگ و میر برای والدین آینده و فرزندان است. خلاصه نویسی منطقی ، فقط مرگ است.

وقتی کمی بیشتر رئالیسم بیولوژیکی به مدل اسباب بازی خود اضافه کنیم ، وضعیت حتی تیره تر به نظر می رسد. همانطور که ممکن است به خاطر داشته باشید ، تقریباً همه حیوانات دیپلوئید هستند ، به این معنی که آنها دو نسخه از ژنوم خود را حمل می کنند. بسیاری از جهش های جدید فقط نیمه غالب هستند-یعنی در تعیین نحوه ظاهر یا عملکرد میزبان با نسخه دیگر ژنوم میزبان خود سازش می کنند. JBS Haldane ، متخصص ژنتیک جمعیت ، یک مدل ریاضی ساده را برای تخمین تعداد مرگ های اضافی مورد نیاز برای گسترش جهش مفید جدید در سراسر جمعیت دیپلوئید ثبت کرد. با استفاده از مدل اسباب بازی ما چندی پیش ، ما حدس زدیم که تعداد مرگ های اضافی رایج در طول تاریخ تغییرات تکاملی تقریباً برابر با جمعیت هر نسل (100000 ما) خواهد بود. هالدن در مدل دیپلوئیدهای خود با جهش های نیمه غالب ، دریافت که تعداد آنها بیش از 30 برابر جمعیت هر نسل است.

Sapolsky_TH-F1

Wمن مرگهای اضافی را می توان مرگهای مفید نیز نامید زیرا آنها مرگهایی هستند که باعث افزایش شیوع جهش مفید می شوند. مرگ ، که از نظر تکاملی بی فایده است.

به جای گونه های خیالی و ایده آل ما از 100000 نفر ، بیایید به یک مثال واقعی نگاه کنیم. جدیدترین جد مشترک شامپانزه ها و انسان ها یک میمون چهارپا بود ، یک اسکلت بسیار شبیه به شامپانزه مدرن داشت و شاید مهمتر از همه ، مغز شامپانزه داشت ، نه مغز متورم ما. sapiens مغز. با تقریب بسیار نزدیک ، همه تغییرات تکاملی که جد ما را از شامپانزه ها به انسان های امروزی تبدیل کرد ، شامل جهش های ژنتیکی است که در جمعیت ماقبل تاریخ به فراوانی در حال افزایش است. بنابراین چقدر مرگ مفید برای تبدیل جدای شامپانزه لازم بود همو ساپینز؟

ما دقیقاً نمی دانیم که چند جهش مورد علاقه انتخاب طبیعی است ، زیرا جد شامپانزه در عصر مدرن تکامل یافته است. همو ساپینز. اما برای اهداف این استدلال ، ما واقعاً به یک رقم دقیق نیاز نداریم ، ما فقط به یک برآورد معقول و مناسب نیاز داریم ، و این ممکن است دست یافتنی باشد. بر اساس تجزیه و تحلیل های اخیر منتشر شده از ژنوم انسان و شامپانزه ها ، من پشت پوسته را محاسبه کردم تا تعداد جهش های مثبت انتخاب شده در جنس که از جد شامپانزه به انسان منتهی می شود را تخمین بزنم. من 100000 اختراع کردم. (پاکت مشخص شده ، در صورت تمایل ، در زیر قابل خواندن است.)

تجزیه و تحلیل ژنومی همچنین می تواند (به طور شگفت انگیزی) برآوردی از اندازه جمعیت در امتداد خط از جد شامپانزه-انسان تا انسان را به ما ارائه دهد. ظاهراً این تعداد در طول میلیون ها سالی که نیای انسان شامپانزه ها را به دنیا آورده است بسیار تغییر کرده است. همو ساپینز. دوره های افزایش جمعیت و موانع شدید وجود داشت. متوسط ​​موقعیت معقول در حدود 50،000 است.

به یاد داشته باشید که در ارتقاء Haldane به مدل اسباب بازی ما ، انتقال یک جهش جدید از یک نسخه به تسلط و سرانجام برای تثبیت به 30 برابر بیشتر از مرگ و میر “اضافی” یا “مفید” نیاز داشت که در طول یک نسل در جمعیت وجود داشت. این بدان معناست که حداقل تعداد مرگ و میر مفید برای تبدیل نیای انسانی به شامپانزه با حسن نیت لازم است. همو ساپینز 100،000 (این تعداد جهش های انتخاب شده) 50،000 (این اندازه جمعیت است) تا 30 (عامل هالدن) خواهد بود. این به ما پاسخ 150 میلیارد مرگ مفید را می دهد.

آنچه داروین متوجه نشد این بود که رابطه جنسی به شدت به نفع ما پیشنهاد می شد.

هوم این عدد واقعاً بزرگی است. چه تعداد مرگ ، مفید یا غیر مفید ، در نسب از جد شامپانزه-انسان تا انسان امروزی بوده است؟ بر اساس برآورد ما از اندازه جمعیت (که ما تازه از آن استفاده کردیم) ، میانگین زمان تولید (که می توانیم برای آن حدس بسیار خوبی بزنیم) و کل زمان جدایی شامپانزه ها و انسان ها ، عددی که از هر دو باستان شناسی آمده است. ، و از نظر ژنتیک) ، ما می توانیم یک محاسبه ساده دیگر برای تخمین تعداد کل مرگ ها انجام دهیم. من فقط آن را اختراع کردم و به … 17.5 میلیارد می رسد.

حالا چی! چگونه می توان تعداد مرگ و میر مفید یا اضافی مورد نیاز انتخاب طبیعی برای ایجاد یک فرد از سلف خود بیشتر از تعداد کل مرگ ها بود؟ خوب ، او نمی تواند. پس توضیح چیست؟

تقریبا جنسیت داره فرض کنید یک فرد خاص جهش مفیدی دارد. و فرض می کنیم که یک زن خاص خود را دارد ، اما او متفاوت است: او مزیت متفاوتی می دهد و در جای دیگری در ژنوم قرار دارد. و بگو ، بالاخره این مرد و این زن دور هم جمع می شوند و بچه دار می شوند. یکی از این کودکان ممکن است هر دو جهش مفید را دریافت کند ، در حالی که کودک دیگر ممکن است هیچ یک از آنها را دریافت نکند. هنگامی که یک کودک مضاعف خوش شانس زنده می ماند و تولید مثل می کند تا یک بچه مضاعف ناراضی ، یک مرگ دو برابر سودمند می شود: این هزینه برای افزایش همزمان تعداد دو جهش مفید است.

می توانید استدلال را برای والدینی که دارای دو جهش ، سه و غیره هستند ، تکرار کنید. به لطف رابطه جنسی ، مرگ می تواند بسیاری از جهش های مفید را به تثبیت نهایی برساند. بنابراین ، می توان نتیجه گرفت که گرچه هزینه زندگی مرگ است ، اما رابطه جنسی نرخ ارز را بهبود می بخشد.

البه نظر می رسد داروین پس از زندگی هرگونه تصوری را که نظریه انتخاب طبیعی می تواند مرگ و رنج را نجات دهد و در نتیجه خدای مهربان را توجیه کند ، کنار گذاشته است. در واقع ، به نظر می رسد یک بیماری همه گیر نقش اساسی در تغییر دیدگاه های وی داشته است. چیزی که ایمان او را یکبار برای همیشه در هم شکست ، تماشای دختر محبوبش ، آنی ، بود که از بیماری مخملک و احتمالاً سل رنج می برد و می میرد. سپس به نظر می رسید که دیدگاه های داروین نسبت به نظرات پدر پانلو کمتر از دکتر ریو ، راوی قهرمان کامو ، که خستگی ناپذیر برای جلوگیری از طاعون کار می کرد ، ارتباط نداشته باشد. ری قاطعانه خطبه پانلو را رد کرد. او معتقد است که آفت یک آفت است و هیچ بهانه ای وجود ندارد.

و با این وجود ، اگرچه داروین ممکن است توجیه قطعی برای مرگ در خلق موجودات زنده زیبا پیدا نکرده باشد ، اما همچنان به لذت زیبایی در چنین زیبایی دست خواهد یافت. در انتخاب جنسی ، او ریشه های عجیب ترین نمایش ها در زندگی را کشف می کند. وی در ابتدای کار اهمیت زیادی به این روند داد همو ساپینز از اجداد هومینیدها تا آنجا که من می دانم ، او هرگز نفهمید که هالدن و ژنومیک به ما در دیدن این موضوع کمک کردند ، زیرا رابطه جنسی می تواند بار قابل توجهی برای تکامل تکمیلی را به میزان قابل توجهی کاهش دهد.

آرون هیرش نویسنده و زیست شناس با علاقه شدید به آموزش ، تکامل و محیط زیست است. اولین کتاب او ، گفتن راه ما به دریا ، برنده جایزه ملی کتاب در فضای باز برای نوشتن تاریخ طبیعی و فینالیست جایزه بین المللی ویلیام سارویان بود. او اکنون روی کتاب دیگری در مورد تاریخ و سرنوشت سیاره ما کار می کند. آرون در حال حاضر رئیس پروژه بین المللی اکولوژی است.

تصویر برجسته: gopixa / Shutterstock

این مقاله در ابتدا با عنوان “هزینه زندگی مرگ است ، اما رابطه جنسی نرخ ارز را بهبود می بخشد” و اولین بار در شماره ما در “عشق و رابطه جنسی” در جولای 2020 ظاهر شد.



[ad_2]

منبع: khabar-shoma.ir