مشکل با یک مطالعه جدید در زمینه راهنمایی در علوم – بسیاری از حقایق عاشقانه


شاید بهترین نسخه برای بهبود وضعیت زنان در علم ، داشتن زنان بیشتر در علم باشد.اولگ گولوونف / شاتر استوک

تیافزایش دید زنان در نقش های رهبری یکی از معدود داستان های موفقیت در مبارزه برای برابری در علم است. اما یک مطالعه جدید که چند بار به انتشارات بعدی دانشمندان توسط جنسیت نویسندگان اولیه آنها استناد می کند تهدید به پرتاب آب سرد حتی با این موفقیت متوسط ​​است. نویسندگان ، محققان علوم کامپیوتر و سیاست های عمومی در دانشگاه نیویورک در ابوظبی ، که دو نفر از آنها زن هستند ، می گویند شواهد روشن است که داشتن مربی برای زنان برای استناد طولانی مدت مربیان آنها مضر است. گزارش منتشر شده در ارتباطات طبیعت، ادامه می دهد که ممکن است به ویژه توسط زنان جوان دانشمند ، بهتر است از همکاری با نویسندگان زن ارشد اجتناب شود ، زیرا این می تواند لکه ای برجای بگذارد که یک محقق را در زندگی علمی او نشان می دهد و “تأثیر علمی” کلی او را کاهش می دهد. نویسندگان می نویسند ، سیاست های تنوع ، به ویژه “تشویق به مربیگری بین زنان و زنان ، هر چقدر هم با حسن نیت باشد” ، “می تواند مشاغل زنانی را که در آکادمیک باقی می مانند به روشهای غیرمنتظره خدشه دار کند.”

برای توصیف کافی این مقاله ، کلمه ای قویتر از “متناقض” لازم است ، تا حدی به دلیل اینکه دانشمندان مخاطب نیز موضوع آن هستند. آن نامه ی سرگشاده وی با 17000 پسندیدن در توییتر ، خواستار پس گرفتن آن “به نفع جامعه علمی جهان” شد. دانشمندان از رشته های مختلف در معرض خطر برای جلوگیری از بررسی مجله بسیاری از آنها نیز دفع شده در برابر درخواست های برداشت ، توصیه می کند که در عوض اظهار نظر درباره کاستی های ادعایی روزنامه به مجله ارسال شود. و این ایده ، البته خود انتقاداتی را نیز به دنبال داشت ناکارآمد نیم پیمانه. (سردبیران مجله یادداشتی اضافه کردند که آنها “در حال بررسی نگرانی های مطرح شده” توسط روزنامه بودند و در حال برنامه ریزی پاسخ سرمقاله بودند.)

به طور خلاصه وضعیت در سال 2020: به دلایل مختلف ، از جمله موانع فرهنگی و ساختاری ، مردان بیشتر از زنان امروزه در علوم ، فن آوری ، مهندسی و ریاضیات (STEM) شغل دارند. در ایالات متحده آمریکا فقط از هر سه مدرک لیسانس در رشته های فیزیکی ، مهندسی و علوم کامپیوتر یکی به زنان می رسد و از هر پنج دکترای این رشته ها کمتر از یک نفر است. این می تواند یک اثر بازخورد ایجاد کند: هر چه تعداد زن کمتری داشته باشد ، محیط برای کسانی که می مانند سخت تر می شود. زنان در حوزه های علمی مردسالار مورد توهین و آزار و اذیت قرار می گیرند ، از جمله اظهارات کلامی ظریف ، مانند کارفرمایان خود با استفاده از ضمایر مرد برای مراجعه به استخدام های جدید احتمالی ، تا آزار جنسی و تبعیض در کار. حتی اگر در شغل خود مستقر شوند ، زنان آکادمیک دستمزد کمتری نسبت به همتایان مرد خود دارند ، کمتر به آنها استناد می شود و انتظار می رود که کارهای خدماتی وقت گیر تری مانند شرکت در کمیته ها را انجام دهند. تحقیقات اخیر نشان می دهد که مربیان زن می توانند به حل برخی از مشکلات – البته مطمئناً نه همه – کمک کنند. تماس با زنی با نقش پیشرفته تر ، زنان جوان را در برابر تهدیدهای هویت علمی آنها تلقیح می کند و تقویت می کند که شاید آنها نیز می توانند در علم پیشرفت کنند.

شورای روزنامه حتی می تواند اوضاع را بدتر کند.

با این حال ، طبق مطالعه جدید مشاوره ، این می تواند هزینه شغلی آنها باشد. نویسندگان پایگاه اطلاعاتی بیش از 200 میلیون نشریه علمی را بررسی کردند که از این طریق 3 میلیون روابط مربی-مربی در هفت سال اول کار خود و دیگری در خارج از آن دوره توسط یک نویسنده دیگر تعریف شده است. آنها سپس تأثیر پیگیری انتشارات مربیان را بر اساس میزان استناد به طور متوسط ​​به مقاله های آنها ، اندازه گیری کردند. آنها با استفاده از یک الگوریتم تطبیق دریافتند (از جمله چیزهای دیگر) که ، با مساوی بودن موارد دیگر ، تأثیر دانشمند هرچه زنان بیشتری به عنوان مربی داشته باشند کمتر است. (با استفاده از روش های مشابه ، دو نفر از سه نویسنده در مطالعه 2018 دریافتند که تنوع قومی در بین همکاران پژوهشگران تأثیر مثبتی بر تأثیر علمی آنها دارد).

منتقدان بسیاری از مشکلات احتمالی مربیگری را برجسته کرده اند. یک مشکل در تعریف وجود دارد: برابری راهنمایی با تألیف مشترک ، تصویری ناقص را ارائه می دهد که از راهنمایی چشم پوشی می کند ، که شامل انتشارات زنان در دانشگاه نیست. موارد داده وجود دارد: پایگاه داده بیش از 200 سال انتشار را پوشش می دهد ، بنابراین احتمالاً منعکس کننده تعصب جنسیتی است که (امیدوارم) از قدرت کمتری نسبت به قبل برخوردار باشد. نکته جالب توجه اینکه ، این در واقع شامل هویت جنسیتی نیست ، بنابراین در این مطالعه از روش یادگیری ماشینی برای تشخیص جنسیت بر اساس نام نویسندگان استفاده شده است. (از آنجا که کسی که نام او 53 درصد احتمال دارد مرد باشد ، طبق الگوریتم ممکن است به این نکته حساس باشد.) این مقاله همچنین حاکی از وجود رابطه علی بین سطوح استناد و جنسیت مربیان است ، به این معنی که می توان با انتخاب یک مربی مرد یا یک زن تقریباً معادل ، تأثیر مورد انتظار آنها را بهبود بخشید. اما داده ها کاملاً مشاهده ای هستند و بسیاری از توضیحات احتمالی دیگر را برای ارتباط مشاهده شده امکان پذیر می کنند.

این مطالعه چندین متغیر بالقوه گیج کننده را کنترل می کند: تأثیر مربیان بر استناد (خود مربیان در طول تاریخ با سطوح استنادی پایین تر مرتبط هستند) ، تعداد مربیان برای هر مربی ، سال انتشار اول ، رتبه م institutionسسه برای اعطای درجه مربی ، نظم علمی و دیگران. بنابراین ، اگرچه این یک آزمایش کنترل شده تصادفی نیست ، اما ممکن است تا آنجا که ممکن است به ایجاد این رابطه علی از سوابق تاریخی نزدیک باشد.

بگیر ناوتیلوس بولتن

جدیدترین و محبوب ترین مقالات در صندوق ورودی شما تحویل داده می شوند!

آنچه بسیاری از محققان را در مورد مطالعه ناراحت می کند ، نه کمبودهای روش شناختی آن ، و نه یافتن رابطه علی علی فوق است ، بلکه نتیجه ضمنی است که در مورد آنچه باید انجام شود ، وجود دارد. این احتمال وجود دارد که تألیف مشترک با مربیان زن به همان دلیلی که زن بودن آنها را فرو برده است ، به تعداد ذکر شده محقق بپیوندد – تعصب نسبت به زنان در دانشگاه. بنابراین ، ممکن است اجتناب بیش از حد از نویسندگی مشترک با زنان عملی باشد. اما این انتقال تبعیض جنسی و پذیرش بدبینانه ای است که باید چنین تعصبی را امری بدیهی دانست.

این نیز نتیجه ای نیست که مستقیماً از تجزیه و تحلیل داده های مقاله حاصل شود. در عوض ، این یک تفسیر و توصیه سیاسی گرا است که جهان بینی خاصی را منعکس می کند. همانطور که اخیراً در ناوتیلوس، توهمی وجود دارد که مدتهاست علم را آزار می دهد – مربوط به جنبش اوژنیک و ایده های فرانسیس گالتون ، بنیانگذار طبیعت– این عینیت در تجزیه و تحلیل آماری به تفسیر عینیت می بخشد. آنچه اندازه گیری می شود ممکن است واقعیتی در جهان باشد ، اما معنای آن برای تصمیم گیری تا حد زیادی به دیدگاه ما بستگی دارد.

به عنوان مثال ، اگر خلاصه و نتیجه گیری را قطع کنید ، ارتباطات طبیعت عنوان این گزارش می تواند به راحتی “شواهدی از سوگیری جنسیتی در سطوح استنادی برای همیار نویسندگان ارشد و ارشد در انتشارات علمی” باشد. به این معنی که یافته های مقاله با توصیه متفاوتی از آنچه نویسندگان مطرح کرده اند منطبق است – اینکه تعصب در مورد استناد فراتر از آنچه قبلاً فرض می کردیم ، است و ما باید تلاش کنیم تا این تعصب نسبت به زنان مربی را ریشه کن کنیم. و مربیان آنها

با دشوار کردن استخدام نویسندگان برای نویسندگان – که ماده مهمی برای موفقیت شغلی آنهاست – شورای روزنامه حتی ممکن است اوضاع را بدتر کند. به عنوان یک زیست شناس در دانشگاه مک گیل بپوش“تصور کنید اگر مطالعه ای وجود داشت که شواهدی از تعصب نسبت به زنان را در بررسی کمک های مالی پیدا کرد و نتیجه گرفت که دانشگاه ها نباید معلمان زن را بر این اساس استخدام کنند. این کاری است که این مقاله Nature Comms انجام می دهد. “

علاوه بر این ، با ورود فقط زنان در علم که با موفقیت مقاله چاپ کرده اند ، این واقعیت کم رنگ می شود که تعداد بسیار کمی از زنان به آنجا می روند زیرا بسیاری از آنها علمی را غیر قابل مهمان می دانند. انتخاب راهبردی یک نویسنده مرد به جای زن شاید هرگز یک گزینه نبوده است. این مساوی است با مطالعه اینکه آیا پاستوریزاسیون شیر به سیستم ایمنی بدن کودکان آسیب می رساند ، نه اینکه بسیاری از کودکان قبل از اختراع پاستوریزاسیون را که به اندازه کافی عمر نکردند تا آزمایش شوند ، ذکر کنیم.

وقتی دیگر محیط سمی کار ، تعصب ضمنی و بسیاری از موانع دیگر ، بسیاری از زنان را مجبور به ترک علم نمی کند ، ما باید در چگونگی تقسیم مسئولیت های راهنمایی خود تجدیدنظر کنیم. در همین حال ، شاید بهترین دستورالعمل برای بهبود وضعیت زنان در علم ، داشتن زنان بیشتر در علم است.

اوبری کلیتون ریاضیدانی است که در بوستون زندگی می کند و نویسنده کتاب پیش رو است توهم برنولی.




منبع: khabar-shoma.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*