[ad_1]

منبیش از 50 سال است که راجر پین ، زیست شناس ، آهنگ نهنگ را از طریق آلبوم محبوب به زندگی میلیون ها نفر رسانده است. آهنگهای نهنگ تپندهبه در آن زمان ، شکار نهنگ تجاری جمعیت جهانی نهنگ ها را از بین برد و رکورد پین به تحریک جنبش علیه نهنگ ، در تعقیب آهنگهای سرود غیر رسمی او کمک کرد. در اواخر دهه 1960 ، پین دانشمند ارشد م theسسه برای مطالعه رفتار حیوانات بود و در حال مطالعه مکان یابی حیوانات بود. برخورد تصادفی وی با آهنگ نهنگ و موفقیت خیره کننده بعدی آلبوم ، او را به تأسیس سازمان غیرانتفاعی Ocean Alliance در 1970 ، سازمانی که به تحقیق و حفاظت از زندگی در اقیانوس های جهان اختصاص داده شده بود ، سوق داد.

پین در حال حاضر 86 سال دارد ، اما او سرمایه گذاری کمتری بر وضعیت نهنگ ها و دیگر موجودات دریایی ندارد. او به تازگی در یک نشست اینترنتی Interspecies صحبت کرد که در آن اتحادیه Ocean به دلیل دیجیتالی شدن صدها ساعت آهنگ نهنگ که پین ​​، دانش آموزان و همکارانش در طول سالها جمع آوری کرده بودند ، 50 هزار دلار جایزه دریافت کرد.

من اخیراً با پین در خانه اش در نزدیکی وودستوک ، ورمونت ملاقات کردم تا در مورد حرفه شگفت انگیز خود ، وضعیت محیط و پروژه فعلی خود برای ایجاد “چیزی که برای جهان بسیار جذاب باشد که همان تأثیر را داشته باشد” صحبت کنم. آهنگهای نهنگ روی انسانها تاثیر گذاشته است. “

تجربه شما در زمینه نوروفیزیولوژی و رفتار حیوانات کوچک است. چگونه با نهنگ ها درگیر شدید؟

من عمرم را صرف مطالعه موضوعاتی کرده ام که می توانند به روشهای مستقیم و علمی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند ، اما همچنین می توانند احساسات قوی را برانگیزند. من همیشه احساس می کردم که این بهترین راه برای برقراری ارتباط با مردم و ترغیب آنها به مراقبت از دنیای طبیعی است. در 10 سال اول تحقیقاتم ، تمام تحقیقات من کار تجربی بود – در دوران دانشجویی حساسیت هدفمند گوش خفاش را با دونالد گریفین مطالعه کردم. برای دکتر نشان دادم که جغدها فقط بر اساس شنیدن حرکت موش می توانند در تاریکی مطلق پیدا کنند. و برای یک مقاله بعد از مطالعه ، چگونه بیدها نزدیکی خفاش را تشخیص می دهند ، حتی اگر گوش هر پروانه فقط سه سلول حسی داشته باشد. با این حال ، در همان زمان ، من دیدم که دنیای وحشی در حال فروپاشی است و نگران بودم که کاری که انجام می دهم ، در عین جالب بودن ، ارزش چندانی نداشته باشد تا مردم اهمیت حفاظت از طبیعت را درک کنند.

بنابراین از خودم پرسیدم: اگر تنها چیزی که با جزئیات کافی برای صحبت با هر مرجعی می دانستم نحوه استفاده حیوانات از صدا است ، چه کاری می توانم انجام دهم که آینده تاریک دنیای طبیعی را تغییر دهد؟ و بعد به نهنگ فکر کردم. من می دانستم که آنها در معرض خطر بزرگی هستند ، اما من هیچ چیز در مورد آنها نمی دانستم. من یک بار هنگام عبور از اقیانوس اطلس با قایق ، دهانه ای دور را دیده بودم ، اما این در کل قرار گرفتن در معرض هر گونه نهنگ بود.

چرا شروع به ضبط نهنگ های کوهان دار کردید؟

در طول جنگ سرد ، من مردی را شنیده بودم که به زیردریایی های شوروی در برمودا گوش داده بود و ناخواسته صداهایی را که به نظر او نهنگ بود ، گرفت. من و همسر سابقم ، کتی پین ، به برمودا رفتیم و با این مرد ، فرانک واتلینگتون آشنا شدیم. او یکی از ضبط های خود را در اختیار ما قرار داد ، اگرچه این کار را در بدترین شرایط ممکن انجام داد. ما در موتورخانه کشتی تحقیقاتی فرانک بودیم و ژنراتوری در حال غرش بود. فرانک یک کاست از جیب خود بیرون آورد ، آن را از سر دستگاه های ضبط صوت عبور داد و پس از گوش دادن به هدفون برای تنظیم میزان صدا ، هدفون های خود را درآورد و آنها را روی گوش من گذاشت ، در حالی که فریاد می زد تا صدای غرش او شنیده شود. ژنراتور. این می تواند نهنگ باشد! “

علیرغم حملات راکتی ، آنچه شنیدم در ذهن من منفجر شد. واضح به نظر می رسید که در اینجا ما در نهایت فرصتی برای علاقه مندی جهان به جلوگیری از انقراض نهنگ ها پیدا کردیم.

من در مورد چیزی صحبت می کنم که طبیعتاً افراد را به خود جذب می کند. آنها را به گریه می اندازد ، آنها را سرشار از شادی می کند.

کی به ذهن شما رسید که آنها در واقع آهنگهای ساختاریافته بودند ، نه فقط صداهای تصادفی؟

مدتی طول کشید تا متوجه شوم ، زیرا در حالی که نهنگ ها در حال تکرار هستند ، اغلب چند دقیقه طول می کشد تا همان بند دوباره ظاهر شود. همچنین در آهنگ های آنها وقفه ای وجود ندارد. بر خلاف پرندگان ، آنها رودخانه ای از صداها را می خوانند که جریان دارد و گاهی اوقات ساعت ها طول می کشد. اما سرانجام متوجه شدم که این فیلمها بعد از شاید 40 روز استفاده از نوار فرانک به عنوان زنگ ساعت و بیدار شدن در کنار آن هر روز صبح دوباره تکرار می شود. سرانجام متوجه شدم “خدای من ، این حیوانات در حال تکرار خود هستند.” و از آن لحظه به بعد ، من شروع به گوش دادن به صداهای آنها با توجه بیشتر کردم.

شما تجزیه و تحلیل ساختار این آهنگ ها را در منتشر کرده اید علوم پایه– و سپس تصمیم گرفتید یک رکورد تجاری با هدف عموم مردم منتشر کنید. چرا تصمیم گرفتید ضبط کنید؟

ایده من این بود که اگر بتوانید افراد را از نظر احساسی به حرکت درآورید ، می توانید آنها را وادار به عمل کنید. برای اینکه بفهمم آیا من درست می گویم ، شروع به پخش صدای نهنگ کوهان دار برای دوستان و تماشاگران کوچک دیگر کردم و خیلی زود مشخص شد که این صداها عمیقا مردم را تحت تأثیر قرار داد. در واقع ، برخی از دوستان با شنیدن آنها گریه می کردند – آنها بسیار قوی هستند.

به هر حال ، من یکی از آنها هستم.

آه! شکاف دیگر در کمربند آهنگ نهنگ کوهان دار. در هر صورت ، من فکر کردم که اگر بتوانیم این صداها را به گوش جهان برسانیم ، نهنگ ها می توانند آینده بسیار متفاوتی داشته باشند. من همچنین تصمیمی گرفتم که می دانستم می تواند برای حرفه من خطرناک باشد: نامگذاری آهنگ های تکراری نهنگ های کوهان دار به عنوان “آهنگ” که اکثر مردم آن را به عنوان چیزهایی که مردم می نویسند و می خوانند ، نامگذاری می کنند. اما اخیراً واژه نامه ای از اصطلاحات بیولوژیکی منتشر شد که ده ها صفحه را به تعریف و بحث درباره اصطلاح “آهنگ” اختصاص داد. تعریفی که همه پیامدها و نکات را زیربنای آن قرار داشت این بود که برای اینکه بتوان به عنوان آهنگ شناخته شد ، دنباله ای از صداها باید به سادگی موزون و تکراری باشد. و از آنجا که همه صداهای نهنگ کوهان دار که تا به حال شنیده ام ، از جمله اجراهای بسیار پیچیده و مجازی آنها ، دارای این ویژگی ها بودند ، برچسب گذاری این صداها به عنوان “آهنگ” هم دقیق و هم ایمن به نظر می رسید. و این چیزی است که نویسنده همکار من در مورد آن صحبت کرده است علوم پایه کاغذ ، اسکات مک وی و من این کار را کردیم.

اما این تصمیم بسیار مهمتر از آن چیزی بود که من در آن زمان اعتراف کردم. این آهنگ ها مانند کاری که مردم انجام می دادند ، برای مردم طنین انداز بود و آنها فقط ویژگی ظاهری بالیین یا شکل باله های آنها نبود.

Sapolsky_TH-F1

وقتی آهنگهای ساده و طولانی را برای مردم می نواختم ، واکنش اولیه آنها قابل پیش بینی بود: شاید برای 20 ثانیه سکوت مطلق را در بینندگان بشنوید. و سپس وزوز و نجوا مانند امواج ملایم در سرتاسر مخاطب خواهد شست. غر زدن کاهش می یابد و گهگاه تکه هایی از سخنان کوتاه مردم را به همراهان آنها می شنوید. اما پس از آن این نظرات نیز محو می شوند ، تا در نهایت توجه عمومی افزایش می یابد ، در حالی که نهنگ با جسارت به عملکرد اعلامی خود ادامه می دهد.

مخاطب از نوعی سد عبور خواهد کرد. این در پایان بسیار مشهود بود ، هنگامی که من سرانجام صدا را خفه کردم ، مردم را در حال بازگشت به “اکنون” دنیای واقعی تماشا کردم ، به نظر می رسید که آنها به آرامی از حالت خلسه خارج می شوند. دیدنش خیلی تکان دهنده بود. به نظر می رسد این ترانه ها می توانند مانند قطعه موسیقی کمیاب مردم را به مکان های درونی ببرند. و بنابراین به این نتیجه رسیدم که این صداهای عجیب و غریب آشنا اما در عین حال کاملاً ناشناخته می توانند توجه جهان را به خود جلب کنند.

همکاری با اتحاد اقیانوس چگونه اهداف حفاظت شما را بهبود می بخشد؟

اتحادیه اقیانوس در حال انجام تحقیقات برای مشارکت مردم در مشکل اقیانوس است. وقتی شروع کردم ، تقریباً هیچ کس توجه زیادی به دریاها نکرد. همه می دانستند که موجوداتی به نام نهنگ وجود دارند و آنها بسیار وحشتناک هستند ، اما برای آنها زیاد نیست. زیرا موبی دیک، مردم نام نهنگ اسپرم را می دانستند ، اما این تقریباً همه بود. اکثر مردم حتی نام نهنگ های کوهان دار را نشنیده اند. اما پشت ها به دلیل آهنگ هایشان به معروف ترین نهنگ ها تبدیل شده اند. – فکر می کنم آهنگ های آنها تخیل بشریت را به گونه ای جذب کرده است که به نظر من چیزهای کمی دیگر داشته اند و این باعث می شود مردم عمل کنند.

او هدفون خود را درآورد و در حالی که فریاد می زد: “فکر می کنم آنها می توانند نهنگ باشند!”

اکنون در مورد مشکلات جدی که اکنون با آن روبرو هستیم ، تغییرات آب و هوایی ، آلودگی اقیانوس ها ، صید بی رویه و غیره چه احساسی دارید؟

من فکر می کنم ما در مسیر درستی حرکت کرده ایم ، اما آنقدر آهسته حرکت می کنیم که تا زمانی که نتوانیم سرعت آن را چند مرتبه افزایش دهیم ، امیدی نمی بینم. با این حال ، من در طول سالها متوجه شده ام که وقتی مردم به شیوه ای بسیار اساسی تغییر می کنند ، اغلب به سرعت تغییر می کنند ، تنها کاری که می توانید انجام دهید این است که بنشینید و تماشا کنید. یک مثال کلاسیک هنگام سقوط دیوار برلین بود. هیچ کس نمی دانست که هر چیزی می تواند به سرعت اتفاق بیفتد و همچنین موازنه قدرت و امکانات را کاملاً تغییر دهد.

اگر سرانجام بتوانیم مردم را به اندازه کافی علاقه مند کرده و با آنچه در جهان اتفاق می افتد تحریک کنیم ، من معتقدم که مردم اراده تغییر کنیم و اگر این کار را بکنیم به سرعت تغییر خواهیم کرد ، مردم به سختی قادر خواهند بود با آنچه در حال رخ دادن است ، همگام شوند. و اگر این شروع شود ، من پر از امید هستم. اما اگر نتوانیم این کار را قبل از رسیدن به نقطه ای انجام دهیم که اثرات اعتیاد به وضع موجود ما را تحت تأثیر قرار دهد و آینده را شکل دهد ، تنها کاری که می توانیم انجام دهیم این است که بقای خود را برای چند دهه دیگر ، تا فیزیک ، افزایش دهیم. تغییرات ایجاد شده کنترل کاملی بر همه چیز دارد. این یک اثر بسیار ساده و فرار شده خواهد بود – بهترین مثال بازخورد مثبت ، که در آن هر چه بدتر شود ، سریعتر به نتیجه ناگزیر خود ادامه می دهند ، که در چنین سیستمی همیشه یک فاجعه است.

به نظر شما م effectiveثرترین استراتژی برای اعمال تغییرات چیست؟ کجا باید تمرکز کنیم؟ برای دولت ، تجارت ، روابط بین الملل ، جهانی شدن ، جنبش های محلی یا افراد؟

من فکر می کنم ما به چیزی احتیاج داریم که درونی ترین ارزش های بشریت را جلب کند. من در مورد چیزی صحبت می کنم که مردم را به شدت شیفته طبیعت می کند. شاید چیزی که باعث گریه مردم می شود یا آنها را سرشار از شادی می کند. از این گذشته ، واکنشهای احساسی قوی معمولاً تفاوت ایجاد می کند – خواه این چیزی وحشتناک باشد ، مانند افرادی که هنگام تلاش برای فرار از طالبان از هواپیما می افتند ، یا چیزی زیبا – به جرات می گویم – آهنگهای نهنگ.

در حال حاضر مشغول ترجمه چیزی هستم که به آن WhaleSpeak می گویم. من “زبان” نمی گویم زیرا برخی از همکارانم از هرگونه پیشنهادی که یک غیر انسانی دارد یا ممکن است داشته باشد کاملاً آزرده خاطر شده اند. امید نهایی این است که ما در نهایت با نهنگ ها بر اساس مبنای معناداری ارتباط برقرار کنیم ، مهم نیست که چقدر ساده انگارانه یا سال دوم باشد. و اگر این امکان وجود دارد ، من فکر می کنم ما به چیزی خواهیم رسید که آنقدر برای جهان جذاب است که همان تأثیر آهنگهای نهنگ را روی مردم خواهد گذاشت. و اگر بتوانیم به آن برسیم ، آتش های جدیدی روشن می کنیم و چشم اندازهای جدیدی را در تخیل ایجاد می کنیم و محیطی را ایجاد می کنیم که امکان تغییرات بسیار سریع را فراهم می آورد.

استوارت فیرشتاین استاد و رئیس سابق گروه علوم زیستی در دانشگاه کلمبیا در نیویورک است. او نویسنده است جهل و چگونگی حرکت علم و شکست: چرا علم اینقدر موفق است ، هر دو از انتشارات دانشگاه آکسفورد

تصویر برجسته: anttoniart / Shutterstock



[ad_2]

منبع: khabar-shoma.ir