[ad_1]

یوقتی مهارت خاصی کسب کردید ، مغز ما تغییر کرده و از نظر عصبی دوباره تجهیز می شود. این به روزرسانی برای شما یک منطقه اختصاصی در ناحیه گیجگاهی شکمی سمت چپ شکم ایجاد کرده است ، تغییر چهره در نیمکره راست ، تمایل شما برای پردازش بصری جامع را کاهش داده ، حافظه کلامی شما را افزایش داده و بدن شما را ضخیم کرده است ، که شاهراه اطلاعاتی است که به چپ و چپ متصل می شود. راست نیمکره مغز شما

چه چیزی این تغییرات عصبی و روانی را توضیح می دهد؟

شما احتمالاً سواد بالایی دارید. همانطور که یاد گرفتید بخوانید ، احتمالاً در کودکی ، مغز شما دوباره سازماندهی می شود تا بهتر به تلاش های شما پاسخ دهد ، که عواقب عملکردی و غیر ارادی برای ذهن شما داشت.

برای خواندن اعمال می شود: اصلاحات پروتستان این ایده را گسترش داد كه والدین و رهبران باید فرزندان را باسواد كنند تا نجات ابدی آنها را تضمین كنند. مغز ما مستقر شد و مسیرهای عصبی از لذت های بی پایان را باز کرد.تاتیانا بابکووا / شاتر استوک

بنابراین برای حساب کردن این تغییرات در مغز شما – به عنوان مثال بدن چاق و تشخیص ضعیف صورت شما – باید بپرسیم که پدر و مادر ، جوامع و دولت ها چه موقع و چرا آمده اند ، همه باید خواندن را یاد بگیرند. در اینجا یک معما درباره عصب شناسی و دانش به یک س historicalال تاریخی تبدیل می شود.

البته ، سیستم های نوشتاری هزاران سال قدمت دارند ، که در سومر باستان ، چین و مصر یافت می شوند ، اما در اکثر جوامع باسواد فقط بخش کوچکی از مردم هرگز خواندن را یاد گرفته اند ، به ندرت بیش از 10 درصد. بنابراین چه زمانی مردم تصمیم گرفتند که همه باید خواندن را یاد بگیرند؟ شاید با رشد سریع اقتصادی قرن 19 به وجود آمده باشد؟ یا مطمئناً روشنفکران روشنگری قرن هجدهم ، آغشته به عقل و عقلانیت ، آن را درک کرده اند؟

نه ، این یک جهش مذهبی در قرن شانزدهم بود. پس از فوران دوره ای در قرون گذشته ، این باور که همه باید کتاب مقدس را برای خود بخوانند و تفسیر کنند ، با شیوع اصلاحات پروتستانی ، که در سال 1517 توسط هجرت مارتین لوتر به مشهورترین 95 مورد خود رخ داد ، به سرعت در سراسر اروپا گسترش یافت. پروتستان ها اعتقاد داشتند كه دختران و پسران باید كتاب مقدس را برای خود مطالعه كنند تا خدای خود را بهتر بشناسند. در نتیجه گسترش پروتستانیسم ، سطح سواد در میان جمعیت تازه تشکیل شده در انگلیس ، سوئد و هلند در کنار مکانهای جهان وطنی بیشتری مانند ایتالیا و فرانسه افزایش یافت. با انگیزه نجات ابدی ، والدین و راهنماها اطمینان حاصل کردند که کودکان خواندن را یاد بگیرند.

فرهنگ ماشین های ذهن ما را گیج و کالیبره می کند.

واضح ترین آزمایش این ایده از کار در اقتصاد به رهبری ساشا بکر و لودگر ووسمن ناشی می شود. سوابق تاریخی ، از جمله توصیفات خود لوتر ، حاکی از آن است که در متن آلمان ، پروتستانیسم از پایگاه لوتر در ویتنبرگ ، زاکسن گسترش یافت. بکر و ووسمن با استفاده از داده های مربوط به سواد و سطح تحصیلات در پروس از قرن 19 ، ابتدا نشان دادند که در مناطق دارای پروتستان بیشتر (در مقایسه با کاتولیک ها) میزان سواد بیشتری وجود دارد. بنابراین ، یک ارتباط وجود دارد. سپس ، با بهره گیری از نفوذ تاریخی ویتنبرگ ، آنها نشان دادند که به ازای هر 100 کیلومتر پیموده شده توسط ویتنبرگ ، درصد پروتستان های این استان 10 درصد کاهش می یابد. سپس ، با کمی خیره کننده آماری ، این مدل به آنها امکان می دهد بخشی از تغییر در پروتستانیسم را که به تعبیری ناشی از امواج اصلاحات است ، گسترش دهند. سرانجام ، آنها نشان می دهند که داشتن پروتستان های بیشتر منجر به افزایش سطح سواد و تحصیلات می شود. نرخ سواد در تمام مناطق پروتستان تقریباً 20 درصد بیشتر از مناطق كاتولیك بود. کارهای بعدی متمرکز بر اصلاحات سوئیس ، که مرکز آن زوریخ و ژنو بود ، الگوهای کاملاً مشابهی را نشان می دهد.

تأثیر پروتستان ها بر سواد و تحصیلات هنوز هم در تأثیرات مختلف مأموریت های پروتستان و کاتولیک در آفریقا و هند قابل مشاهده است. در آفریقا ، مناطقی با مأموریت های اولیه پروتستان در اوایل قرن بیستم (مدت هاست که از بین رفته اند) با نرخ سواد همراه هستند که به طور متوسط ​​حدود 16 درصد بیشتر از مناطق مأموریت کاتولیک است. در برخی تحلیل ها ، کاتولیک ها به هیچ وجه تأثیری در سواد ندارند ، مگر اینکه با رقابت مستقیم برای روح مأموریت های پروتستان روبرو شوند. این تأثیرات را می توان در اوایل قرن 20 در چین نیز مشاهده کرد.

Sapolsky_TH-F1

تأکید پروتستان بر سواد کتاب مقدس شیوه های کاتولیک را تغییر شکل داد و ناخواسته پایه های مکتب مدرن را بنا نهاد. نظم یسوعیان که در آتش ضد اصلاحات جعل شد ، بسیاری از اقدامات پروتستان را مورد تأیید قرار داد ، از جمله تأکید بر مدرسه و مهارتهای دنیوی. تجزیه و تحلیل بومیان از تقاطع پاراگوئه ، آرژانتین و برزیل نشان می دهد که هرچه جامعه به مأموریت تاریخی یسوعیان نزدیکتر باشد (که از 1609 تا 1767 وجود داشته است) ، امروز سواد آن بالاتر است. در مقابل ، نزدیكی به یكی از مأموریت های فرانسیسكانی در همان منطقه مربوط به سواد مدرن نیست – فرانسیسی ها سه قرن قبل از اصلاحات تشكیل شده اند و ارزش های پروتستان را درونی نمی كنند.

ایده یک مدرسه جهانی و با بودجه دولتی ریشه در آرمان های مذهبی دارد. از اوایل سال 1524 مارتین لوتر نه تنها بر ضرورت تضمین سواد فرزندان توسط والدین تأکید کرد ، بلکه مسئولیت تأسیس مدارس را نیز به دولت های سکولار محول کرد. این پیگیری با الهام از مذهب به مدارس دولتی کمک کرد تا پروس به مدلی از آموزش عمومی تبدیل شود که بعداً توسط کشورهایی مانند انگلیس و ایالات متحده کپی شد.

هنگامی که اصلاحات در سال 1560 به اسکاتلند رسید ، جان ناکس و همکارانش اصلاح طلب خواستار آموزش عمومی رایگان برای فقرا شدند و این را با نیاز همه به کسب مهارت برای شناخت بهتر خدا توجیه کردند. پس از تحمیل بار تأمین آموزش به دولت ، اولین مالیات محلی جهان برای مدارس محلی در سال 1633 تاسیس شد و در سال 1646 افزایش یافت.

این آزمایش اولیه در آموزش جهانی ممکن است مانع روشنگری اسکاتلندی شود ، که باعث ایجاد مفاخر فکری از دیوید هیوم تا آدام اسمیت می شود. یک قرن بعد ، تسلط فکری اولیه بر این منطقه کوچک ، ولتر فرانسوی را برانگیخت تا بنویسد: “ما به دنبال اسکاتلند برای همه ایده های تمدن خود هستیم.” ولتر که در منطقه ای تحت کنترل هوگنوت ها (کالوینست های فرانسوی) بزرگ شده بود ، همراه با دیگر مفاخر روشنگری مانند دیدرو و کندورست در مدارس یسوعیان شرکت کرد. از طرف خود ، روسو احتمالاً خواندن را از پدر كلونيستي خود در دولت شهر پروتستان ژنو فرا گرفته است.

سابقه سواد ، لوتر ، و منطقه پس سری التهابی حفره چپ او فقط یک نمونه از موزاییک های علمی بسیار بزرگتر است که اکنون در حال ادغام شدن است. ذهن ، مغز و در واقع زیست شناسی ما به طرق بی شماری اساساً توسط هنجارها ، ارزش ها ، نهادها ، اعتقادات و زبان های اجتماعی که توسط نسل های گذشته به ما وصیت شده است ، شکل می گیرد. با تعریف محرک ها و تعریف محدودیت ها ، دنیای ساخته شده از نظر فرهنگی نحوه تفکر ، احساس و درک ما را شکل می دهد – ماشین های ذهن ما را گیج و کالیبره می کند.

جوزف هنری استاد و رئیس زیست شناسی تکاملی انسان در دانشگاه هاروارد است. او نویسنده ، اخیراً ، عجیب ترین افراد جهان: غربی ها چگونه از نظر روانشناختی خاص و به ویژه مرفه شده اند.

این مقاله در اصل در این دیدگاه از زندگی ، و با اجازه تجدید چاپ شد.

تصویر قلع: ArTono / Shutterstock



[ad_2]

منبع: khabar-shoma.ir