[ad_1]

اگر به هر پروتئین میمون نگاه کنید ، آنها هر استخوان ما ، هر عضله ما ، یک نوع مو و بیشتر و بیشتر دارند. آنها به سادگی با جنگل های بارانی خود سازگار هستند.تصویر توسط BRO.vector / Shutterstock

Rیافته های استخوان های فسیل شده در چین و اسرائیل از این فرصت مهیج برای گونه های جدید و تاکنون ناشناخته انسانهای باستانی برای پرسه زدن در کنار این سیاره پشتیبانی می کند همو ساپینز. این یافته ها س newالات جدیدی را درباره ماهیت تعامل ما با دیگر گونه های باستانی انسان مطرح می کند.

تاد دیسوتل ، انسان شناس بیولوژیکی و متخصص اولیه مولکولی در دانشگاه ماساچوست آمهرست ، مطالعه ای را در مورد توالی ژنوم پستانداران انجام داد که در ابتدا نتیجه گرفت همو ساپینز با انواع دیگر انسانهای اولیه تلاقی نکرده اند. اما تحقیقات بعدی او و دیگر دانشمندان با نتیجه گیری معکوس ، نشان دادند که در واقع انسانهای انسانی یا انسانهای اولیه ، مانند همو ساپینزنئاندرتال های تقبیح شده (اولین بار در سال 2010 در سیبری شناسایی شد) عبور کرده اند. تکامل انسان اکنون نه تنها به عنوان یک درخت با شاخه به بهترین شکل نشان داده می شود ، بلکه ، دیزوتل می گوید ، اصطلاح ارزشمندی را از Monty Python and the Holy Grail، “درختچه ها.

دوست دارم شوخی کنم که پلیستوسن میانی بسیار شبیه به سرزمین میانه است ، جایی که شما کوتوله و الف و اورک داشتید.

من با دیسوتل ، یکی از اعضای مرکز بررسی منشا انسانی در دانشگاه نیویورک ، در مورد حقایق مربوط به تکامل انسان که در ژنوم ما پنهان شده صحبت کردم. وی در خانه تابستانی خانوادگی خود در غرب نیویورک ، زیر آفتاب تابستان ، پنج اتفاق شگفت آور درباره تاریخ تکامل ما را فاش کرد. بینش وی شامل حقایقی مکرر درباره تجاوزها – انتقال مواد ژنتیکی از یک گونه به گونه دیگر – است که درخت اصلی سیر تکاملی ما را پرورش داده است. مصاحبه من تحت شش عنوان و کاملاً به قول دیسوتل ارائه شده است.

منشا ویروسی ما

حدود 10 درصد از ژنوم ما منشأ ویروسی دارد. برخی از این ویروس ها باستانی هستند. آنها تا پایان به مهره داران برمی گردند. برخی جدیدتر هستند. اکثر آنها در اصل ویروس های ویروسی بودند که شبیه به HIV در ژنوم قرار می گیرند. اما با گذشت زمان ، جهش ها ظاهر می شوند و اکنون به سادگی در DNA ما قرار می گیرند. اگر جهش در مناطق کلیدی DNA ویروسی رخ دهد ، می تواند DNA ویروسی را غیرفعال کند تا نتواند دوباره آلوده شود. ما به این ها رترو ویروس های درون زا می گوییم. برخی از آنها دوباره فعال شده اند به این معنا که برخی از پروتئین ها می توانند نه به عنوان یک ذره ویروسی بلکه به عنوان یک پروتئین تولید شوند. برخی از آنها کاملاً مهم هستند. یکی مربوط به تکامل جفت است. اجازه می دهد جفت به طور عمده به رحم حمله کند. این امر تا منشأ پستانداران جفت پیش می رود. اکنون از آن به طور جهانی در پستانداران استفاده می شود.

این DNA ویروسی درخت زندگی را پیچیده می کند زیرا برخی ویروس ها می توانند رشته های DNA را از موجودات دیگر بگیرند. سپس ، هنگامی که آنها ارگانیسم های دیگر را آلوده کنند ، فرزندان آنها از DNA شاخه دیگری از درخت زندگی قطعات DNA خواهند داشت. این خیلی باحال است شما شاخه های درخت زندگی را با هم در یک موجود زنده جمع کرده اید. اگر به شاخه های زندگی نگاه کنید ، این یک درخت ناب نیست. من به جای یک درخت چنگال ، از تکامل انسان به عنوان درختچه یاد می کنم. یک بوته کوتاه ، بدن کامل و دارای شاخه های بسیار – “بوته” برای به دست آوردن Python.

اجداد ما برای تلاقی

در طول چند صد هزار سال گذشته ، بسیاری از گونه های هومینین وجود داشته و با یکدیگر تلاقی کرده اند. در واقع ، من از این به عنوان یک لحظه یادگیری در کلاسهایم استفاده می کنم تا نشان دهم دانشمندان می توانند اشتباه کنند. من اشتباه میکردم! درست قبل از اطلاع ما ، من یک سری مقاله نوشتم که هیچ کراس اووری وجود ندارد. این اساس مدل خارج از آفریقا بود همو ساپینز جایگزین انسان کشی های قبلی شد. همه این داده ها از DNA میتوکندری است. ما فکر نمی کردیم که هرگز داده های DNA هسته ای بدست آوریم. اما با فناوری های جدید ، می توانیم میلیاردها پایگاه اختصاص دهیم. قطعات کوچک کوچکی از آنها به طول 50 تا 100 پایه. اگر بتوانید میلیاردها از آنها درآمد کسب کنید ، می توانید ژنوم را جمع کنید. در ابتدا ما توانستیم آن را از نئاندرتال ها استخراج کنیم و وقتی این ژنوم ها را علیه انسان های امروزی آزمایش کردیم ، افراد با نژاد اوراسیا – و این شامل سرخپوستان اوراسیا نیز می شود – 1.5 تا 2 درصد DNA نئاندرتال در آنها بود. پس از تعیین توالی با دنیسوان ، فهمیدیم که برخی از افراد در آسیا و اقیانوسیه – پاپوآ گینه نو ، شبه جزیره اندونزی و استرالیا – DNA دنیسووان دارند. برخی از افراد از گینه نو درصد شگفت آور بالایی داشتند – تا 5 درصد. در آفریقا ، به نظر می رسد طی 50،000 تا 100،000 سال گذشته دو یا سه مورد تجاوز باستانی – عمدتا ترکیبی بین دو جمعیت یا گونه – وجود داشته است ، و به نظر می رسد این در هند بوده است. من فکر می کنم در جمعیت های مختلف تا هفت یا هشت نفوذ باستانی در ژنوم انسان وجود دارد. من دوست دارم شوخی کنم که پلیستوسن میانی بسیار شبیه به سرزمین میانه است ، جایی که شما کوتوله و الف و اورک داشتید. همه این موجودات مختلف در کره زمین همزیستی می کنند.

ژنوم کثیف ما

تفاوت ژنهای ما با شامپانزه حدود 1٪ است. اما حتی تفاوتهای فنوتیپی زیادی که بین افراد مشاهده می کنیم فقط در پوست عمیق است. اگر به هر پروتئین میمون نگاه کنید ، آنها هر استخوان ما ، هر عضله ما ، یک نوع مو و بیشتر و بیشتر دارند. آنها به سادگی با جنگل های بارانی خود سازگار هستند.

حدود 15 درصد از ژنوم شامپانزه ارتباط نزدیکی با گوریل ها دارد. این بدان معناست که اگر ما 7 یا 8 میلیون سال قبل به عقب برگردیم ، قبل از اینکه انسان ، شامپانزه و گوریل از هم جدا شوند ، شما یک جمعیت بزرگ و متغیر از میمون ها خواهید داشت. وقتی می بینید که آنها از کدام منطقه آفریقا هستند ، چه کسی با چه کسی جفت شده و چه کسی با چه کسی متفاوت است ، آنچه را که ما “مرتب سازی شجره نامه ناقص” می نامیم به دست می آید. اگر جمعیت متغیر و محاربی دارید ، همه فرزندان آلل یا نسخه ژن یکسانی ندارند. وقتی میمون ها به دلایلی شروع به اختلاف می کنند ، هنوز هم می توانند با هم مخلوط شوند زیرا هنوز یک گونه جداگانه نیستند. با جمعیت متغیر و زیرجمعیت هایی که پس از آن متفاوت هستند ، آنها نسبت های مختلفی از یک گونه را در فرزندان خود حمل می کنند.

همه دوست دارند فسیل خود “قدیمی ترین فسیل انسان” باشد.

وقتی به ژنوم ما نگاه می کنید ، این ویروس تنوع عمومی را مشاهده می کنید. این به درخت تکاملی برمی گردد ، که نه در انسانهای مدرن و نه در خاستگاه انسانی امری ناب است. فسیل های جدید همیشه کشف می شوند. اما به نظر می رسد به ازای هر 5 تا 7 میلیون سال فسیل پیدا می کنیم ، کسی می گوید: “این یک انسان است!” این می تواند باشد. می تواند یک شامپانزه باشد. می تواند یک گوریل باشد. من فکر می کنم این فقط تعصب را نشان می دهد. همه دوست دارند فسیل خود “قدیمی ترین فسیل انسان” باشد.

بگیر ناوتیلوس بولتن

جدیدترین و محبوب ترین مقالات در صندوق ورودی شما تحویل داده می شوند!

مغز ما اینگونه نیست که منحصر بفرد

مغز ما متفاوت ترین چیز با اقوام است زیرا بزرگ شده است. قطعاً چند ژن منحصر به فرد وجود دارد ، اما تعداد زیادی از آنها وجود ندارد. انسان نسخه های اضافی برخی از ژن ها را دارد که در سایر پستانداران یافت نمی شود. بیشتر ژن های دخیل در رشد مغز ما در سایر پستانداران وجود دارد ، اما ممکن است نسخه های بیشتری از آنها داشته باشیم ، یا بیان و تنظیم آنها متفاوت باشد. شامپانزه ها نیز طی میلیون ها سال گذشته تکامل یافته اند و به نظر می رسد تفاوت اصلی آنها با سایر اجداد به جفت شدن ژن های مربوط به بیضه ها و رقابت اسپرم مربوط باشد. به نظر می رسد که ما تغییرات بیشتری در ژن های مغزی خود داریم ، اما به نظر می رسد که آنها بیشترین تغییرات را در ژن های مرتبط با جفت گیری دارند. شامپانزه ها بسیار هیجان زده هستند ، بنابراین اگر می خواهید پدر شوید ، باید با زنی که با مردان زیادی جفت شده است مبارزه کنید. به این ترتیب هرچه شناگران بیشتری تولید کنید ، احتمال پیروزی یکی از آنها بیشتر است.

اکنون ما همچنین با کشف چندین انسان کشی آفریقایی جدید مانند مرد نالدی و Australopithecus sedibaکه برخی از انواع دیگر افراد – و چابکی تکامل انسان را به خاطر می آورند – مغزهای کوچکتر و اندازه های بدن آنها کوچکتر شده است و این منطقی است زیرا مغز پر از بافت فوق العاده گران است. اگر بتوانید در منطقه ای با مغز کوچکتر زنده بمانید ، در مقایسه با گوش های بزرگ فعلی که باید آن را پر از کالری کنند ، سود بیشتری خواهد داشت!

زبان ما چندان خاص نیست

افراد زنده که جهش ژن شناخته شده FOXP2 را دارند ، نقص زبان دارند ، اما این باعث نمی شود که این یک “ژن زبان” باشد. این فقط یکی از صدها ژنی است که در تولید زبان نقش دارند. نئاندرتال ها و دنیسوان ها آلل مشابهی برای این ژن دارند. یک بحث بزرگ این است که آیا نئاندرتال ها زبانی داشته اند؟ ما فقط می توانیم این کار را از طریق سوابق فرهنگی و باستانی آنها انجام دهیم. تا آنجا که می بینیم ، اکثر ژن های آنها یکسان است. مورفولوژی کلی آنها بسیار شبیه به ماست. برخی از مردم فکر می کنند که آنها نمی توانند همان واج ها – صداهای مشابه – را که ما می توانیم تولید کنیم ، تولید کنیم ، اما هنوز هم می توانند صداهای زیادی ایجاد کنند. آیا آنها مانند ما زبان نمادین ساختند؟ در حال حاضر ، فکر نمی کنم این جواب سوال را بدهد.

DNA ما پر از اشتباه تایپی است

ما یک نگاه پروتئین محور به دنیا داریم. DNA خود را گرفته ، آن را به RNA رونویسی کرده و سپس به پروتئین تبدیل می کنید. اما در واقعیت ، فقط قسمت کوچکی از DNA ما رونویسی می شود و سپس فقط قسمت کوچکی از آن به پروتئین تبدیل می شود. طول اکثر پروتئین ها از چند صد تا شاید چند هزار آمینو اسید است ، اما ما فقط حدود 20000 تا 25000 پروتئین داریم. اگر در این مورد حساب کنید ، این قسمت کوچکی از ژنوم است.

بعضی اوقات ، وقتی یک سری از ژن ها با یکدیگر هماهنگ هستند ، اهمیت آنها مهم است. فاصله بین این ژن ها مهم است ، اگرچه به نظر نمی رسد کار مهمی انجام شود. اما فاصله ژن ها از یکدیگر بسیار مهم است زیرا باعث اتفاق می شود یا نمی شود.

و سپس ما کپی هایی از انواع خاصی از DNA را داریم. مورد علاقه من SINE نام دارد ، RNA غیر رمزگذار به نام “عنصر هسته ای کوتاه پراکنده”. نمونه ای از آنها نامیده می شود آلو. ما یک میلیون نسخه از این قطعه DNA 300 پایه داریم و آنها به طور تصادفی در سراسر ژنوم ریخته می شوند. در واقع می توان آنها را کپی کرد و در قسمت دیگری از ژنوم قرار داد. آنها چند درصد از ژنوم شما را تشکیل می دهند! و سپس ما چندین هزار پایه داریم که هزاران نسخه از آنها داریم ، و همچنین آنها چند درصد ژنوم ما هستند.

بخش قابل توجهی از ژنوم ما بخشهای بزرگی از DNA است که لزوماً کاری نمی کند. اما اگر در قسمتی از ژنوم که باعث از هم گسیختگی یا فاصله ژن می شوند ، کپی شوند ، ممکن است فعالیت متفاوتی داشته باشند. اگرچه این بخشها مستقیماً هیچ کاری انجام نمی دهند ، اما در کجا قرار دارند و چه تعداد از آنها هستند ، مهم است و می تواند یک مزیت باشد.

جالب است. اگر جهش در یکی از آنها داشته باشید آلو عناصر ، یکی از عناصر SINE هیچ کاری نمی کند. در واقع ، ما از این جهش ها برای ردیابی تاریخ تکامل استفاده می کنیم. از آنجا که هیچ کاری انجام نمی دهد ، انتخاب روی آن کار نمی کند ، اما اتفاق افتاد. مثل اشتباه تایپی در کتاب است. و ما یک سری اشتباه تایپی را دنبال می کنیم.

Phil Jackal نویسنده مستقل و نویسنده کتابهایی با تجربه دانشگاهی در زمینه مغز و اعصاب شناختی است. به جز نشریات علمی او ، که در مورد آنها نوشت اقیانوس اطلس، روزنامه گاردین، کابل، و ایون. او نویسنده است از نظر ظاهری سرد: نزولی سرد در تاریخ هیپوترمی تلخ ، جنجالی و نجات دهنده زندگی. او در قطب شمال نروژ در ترومسو زندگی می کند.



[ad_2]

منبع: khabar-shoma.ir