[ad_1]

تعطیلات شاد. این هفته ما بهترین داستان های خود را از سال 2020 دوباره چاپ می کنیم. این مقاله برای اولین بار بصورت آنلاین در وبلاگ ما واقع شد So So Romantic در مه 2020

منn ماه مه ، جلد دانشمند جدید یوهانس کلاینر ، ریاضیدان و فیزیکدان از مرکز فلسفه ریاضیات مونیخ در آلمان به نویسنده مایکل بروکس گفت که تعریف دقیق ریاضی از هوشیاری می تواند به معنای اشباع شدن کیهان از تجربه ذهنی باشد. کلاینر با اشاره به تحقیقاتی که او و دیگران انجام می دهند ، گفت: “این می تواند آغاز یک انقلاب علمی باشد.”

کلاینر و همکارانش روی نظریه اطلاعات یکپارچه آگاهی ، یکی از برجسته ترین نظریه های آگاهی امروز تمرکز کردند. همانطور که کلاینر متذکر شد ، IIT (همانطور که این تئوری شناخته شده است) کاملاً روانشناختی است ، زیرا تمام اطلاعات یکپارچه حداقل دارای یک شعور هستند.

شما می توانید ظهور روان پریشی را به عنوان بخشی از روند کوپرنیکی مشاهده کنید – این ایده که ما خاص نیستیم. زمین مرکز جهان نیست. انسان ها یک آفرینش ارزشمند یا حتی اوج تکامل نیستند. پس چرا فکر می کنیم موجوداتی با مغز مثل ما تنها حامل آگاهی هستند؟ در حقیقت ، روان پریشی برای هزاران سال به عنوان یکی از راه حل های مختلف برای حل مشکل ذهن و بدن وجود داشته است. کتاب دیوید اسکربینا در سال 2007 ، روان پریشی در غرب، تاریخ بسیار خوبی از این سنت فکری فراهم می کند.

الکترون ها می توانند نوعی ذهن بسیار ابتدایی داشته باشند.

اگرچه نسخه های زیادی از روان پریشی وجود دارد ، نسخه ای که به نظر من جذاب است به عنوان شناخته می شود پانیشیسم سازنده. به بیان ساده ، همه مواد دارای ذهن یا شعور مرتبط هستند و بالعکس. آنجا که ذهن وجود دارد ، ماده نیز وجود دارد و هر جا ماده وجود دارد ، ذهن نیز وجود دارد. آنها با هم قدم می زنند. به گفته روانشناسان معاصر مانند آلفرد نورث وایتهد ، دیوید ری گریفین ، جالین استراوسون و دیگران ، همه مواد توانایی خاصی در احساس دارند ، البته یک احساس ابتدایی قوی در بیشتر تنظیمات ماده است.

روانشناسان مراحل مختلفی از پیچیدگی طبیعت را بررسی می کنند و هیچ مرز آشکاری بین ذهن و غیر ذهن نمی بینند. فیلسوف توماس ناگل در سال 1974 پرسید خفاش بودن ، پژواک کشیدن و پرواز کردن چگونه است؟ ما نمی توانیم به طور قطع بدانیم ، اما بر اساس مشاهده رفتار پیچیده آنها و رابطه ژنتیکی نزدیک بین همه پستانداران و انسان ها – و این واقعیت که تکامل تدریجی است – می توان نتیجه گرفت که خفاش ها زندگی درونی غنی دارند. با همین منطق ، ما می توانیم کاملاً به اشکال رفتاری پیچیده تر نگاه کنیم که به ما امکان می دهد منطقی نوعی ذهن مرتبط با انواع مواد را استنباط کنیم. بله ، حتی با الکترون پایین.

تا زمانی که ماده بی جان مانند ماده زنده تکامل پیدا نکند ، ماده بی جان ادامه دارد. او کارهایی انجام می دهد. او به نیروها واکنش نشان می دهد. الکترون ها به روش های خاصی حرکت می کنند ، که در شرایط مختلف تجربی متفاوت هستند. این نوع رفتار باعث شده است که فیزیکدانان محترم اظهار کنند که الکترونها ممکن است نوعی ذهن کاملاً ابتدایی داشته باشند. به عنوان مثال ، مرحوم فریمن دایسون ، فیزیکدان مشهور آمریکایی ، در کتاب 1979 خود اظهار داشت ، آشفتگی جهانکه “فرایندهای آگاهی انسان فقط از نظر درجه ، اما نه از نظر نوع ، متفاوت از فرایندهای انتخاب بین حالتهای کوانتومی است ، که وقتی از الکترون ساخته می شویم” شانس “می نامیم.” شانس کوانتوم بهتر است به عنوان انتخاب کوانتوم – انتخاب ، نه شانس ، در هر سطح از طبیعت. دیوید بوم ، یکی دیگر از فیزیکدانان مشهور آمریکایی ، به روشی مشابه اظهار می دارد: “توانایی فرم برای فعال بودن ، مشخصه ترین ویژگی ذهن است و ما چیزی مانند ذهن را با الکترون داریم.”

Sapolsky_TH-F1

بسیاری از زیست شناسان و فیلسوفان تصدیق کرده اند که هیچ مرز سختی بین جان و بی جان وجود ندارد. JBS Haldane ، زیست شناس برجسته بریتانیایی ، از این نظر كه هیچ مرز مشخصی بین آنچه زنده است و آنچه نیست است ، پشتیبانی می كند: “ما هیچ ماده شواهد آشكاری از زندگی یا ذهن در ماده به اصطلاح بی اثر نمی یابیم … اما اگر دیدگاه علمی صحیح باشد ، سرانجام آنها را حداقل در شکل ابتدایی در سراسر جهان خواهیم یافت. “

نیلز بور ، فیزیکدان دانمارکی که در توسعه نظریه کوانتوم نقش مهمی داشت ، گفت که “تعاریف مربوط به زندگی و مکانیک … در نهایت کار راحتی است …. [T]اگر به جای تمایز بین موجودات زنده و بدن های بی جان ، ایده زندگی را به همه پدیده های طبیعی گسترش دهیم ، مسئله محدودیت فیزیک در زیست شناسی معنایی از دست خواهد داد. “

اخیراً ، بروس جاکوسکی ، نجوم شناس دانشگاه کلرادو ، که در جستجوی حیات فرازمینی با ناسا کار می کرد ، با لفظی س askedال کرد ، “آیا زمان مشخصی وجود دارد که زمین از کمبود حیات به زندگی دیگر برسد ، گویی سوئیچ جابجا شده است؟” پاسخ احتمالا نه است.

Sabine Hosenfelder ، فیزیکدان نظری ، نویسنده کتاب برای سال 2018. در ریاضیات گم شده اید، موضع مخالف اتخاذ کرده است. “[I]اگر شما می خواهید ذره هوشیار باشد ، حداقل انتظار شما این است که ذره بتواند تغییر کند “، وی در مطلبی با عنوان” الکترون ها فکر نمی کنند “استدلال کرد. “داشتن یک زندگی درونی فقط با یک فکر دشوار است. اما اگر الکترون ها می توانستند فکر کنند ، ما مدتها پیش این مسئله را در برخورد ذرات دیده بودیم ، زیرا این امر باعث تغییر تعداد ذرات تولید شده در برخوردها می شود. ”

تعریف دقیق ریاضی از هوشیاری می تواند به معنای پر شدن کیهان از تجربه ذهنی باشد.

با این حال “تغییر” به معنای موارد مختلف است ، از جمله وضعیت فضا در طول زمان. آنچه دایسون در اظهارنظر خود در مورد الکترونها و نظریه کوانتوم بدست آورد این است که نتایج احتمالی توزیع آزمایشهای کوانتومی (مانند آزمایش دو شکاف) بهتر به عنوان یک محصول توضیح داده می شود تا یک شانس خالص (روش دیگری برای گفتن آن). “ما نمی دانیم”) ، اما بسیاری از گزینه های بسیار ابتدایی از هر الکترون در هر زمان در مورد مکان و نحوه آشکار شدن.

تنوع روان پریشی وایتهد ، که هنوز هم پیشرفته ترین نسخه از روان پریشی است ، درباره ماهیت ماده به روشی اساسی تجدید نظر می کند. از نظر وایتهد ، همه موجودات واقعی از جمله الکترون ، اتم و مولکول “قطره ای از تجربه” هستند زیرا حداقل از کمی تجربه ، کمی آگاهی برخوردار هستند. در ابتدا ، قرمزی چشم انداز عجیبی است ، اما در پایان بسیار منطقی است.

چیزهایی که در یک ظرف فضا-زمان حرکت می کنند – ایده مدرن در دو کلمه – به جای غیر قابل تغییر بودن ، وایتهد ذرات را به عنوان الکترون تصور می کند به عنوان زنجیره ای از تکرارهای پی در پی یک الکترون منفرد ، که در هر تکرار شباهت زیادی به یکدیگر دارند یکسان با یکدیگر هر تکرار با گذشته کمی متفاوت است. هیچ الکترون ساکن و بدون تغییری وجود ندارد. درجه ای که هر تکرار کم و بیش با آخرین تکرار متفاوت است ، مکانی برای یک ذره ذهنی انتخاب و ذهن است. این ذره انتخاب به سمت بالا ترکیب می شود و در طی تکامل بیولوژیکی منجر به انواع پیچیده ذهن و انتخاب می شود که ما ، انسان ها و سایر پستانداران از آن لذت می بریم.

وایتهد ، یک فیلسوف ریاضی ، در کارهای فلسفی خود به تفصیل درباره این فرایند “هماهنگی” ، ماهیت ارتعاشی اجسام به عنوان الکترون از لحظه به لحظه توضیح می دهد. علم و دنیای مدرن، روند و واقعیت، و طرز فکر. اینها بعضی اوقات کارهای دشواری هستند ، اما اگر می خواهید فیزیک را بر اساس متافیزیکی تجربی تری پایه گذاری کنید ، ارزش جنگیدن دارد.

بسیاری از اندیشمندان مدرن پذیرفته اند که وایتهد و روان پریشی را در درجات مختلف بپذیرند ، از جمله بوم ، که یکپارچگی و نظم ضمنی، خود کارت عالی بود در مورد فیزیک مدرن و ماهیت واقعیت ، از وایتهد به عنوان الهام یاد می کند.

در کار من ، من توضیح می دهم که چگونه می توانیم این ملاحظات فلسفی “ساده” در مورد ماهیت ذهن را به طبیعت تبدیل کنیم به یک مجموعه آزمایش های قابل تأیید ، با برخی از افکار اولیه در اینجا ترسیم می شود. چنین آزمایشاتی بحث در مورد روان پریشی را از حوزه فلسفه خارج می کند و با قاطعیت بیشتری به حوزه علم می رساند.

بنابراین ، بله ، در فیزیک مدرن فضای کافی برای “فکر” الکترون وجود دارد.

در آنجا ، هانت دانشمند و نویسنده ای است که با دانشگاه کالیفرنیا ، سانتا باربارا مرتبط است. وی نویسنده کتاب است اکو ، من فالون هستم، که در زمینه های مختلف به مطالعه روان پریشی می پردازد و نظریه تشدید عمومی از آگاهی ، که جهت گیری یک فرد روانشناسی است. او در medium.com.

تصویر سرب: Yurchanka Siarhei / Shutterstock



[ad_2]

منبع: khabar-shoma.ir