[ad_1]

متخصصان روان پزشك به مراحل متعدد در نردبان پیچیدگی طبیعت نگاه می كنند و هیچ مرز مشخصی بین ذهن و غیر ذهن نمی بینند.تصویرسازی از سرگئی یورچانکا / شاتر استوک

السال نجومی ، جلد یک دانشمند جدید با عنوان “آیا جهان آگاه است؟” ریاضیدان و فیزیکدان یوهانس کلاینر از مرکز فلسفه ریاضیات مونیخ در آلمان به مایکل بروکس به نویسنده گفت که تعریف ریاضی دقیق آگاهی می تواند به این معنی باشد که کیهان مملو از تجربه ذهنی است. کلاینر با اشاره به تحقیقاتی که وی و دیگران انجام داده اند ، گفت: “این می تواند آغاز یک انقلاب علمی باشد.”

کلاینر و همکارانش بر نظریه اطلاعات یکپارچه آگاهی ، یکی از مشهورترین نظریه های هوشیاری امروز تمرکز کردند. همانطور که کلاینر خاطرنشان می کند ، IIT (همانطور که تئوری شناخته شده است) کاملاً روان پریشی است ، زیرا همه اطلاعات یکپارچه حداقل دارای آگاهی کمی هستند.

شما می توانید ظهور پانسیسیسم را بخشی از روند کوپرنیکی ببینید – این ایده که ما خاص نیستیم. زمین مرکز جهان نیست. انسانها یک خلق ارزشمند و حتی اوج تکامل نیستند. پس چرا باید فکر کنیم موجوداتی با مغز مانند ما تنها حامل هوشیاری هستند؟ در حقیقت ، روان پریشی برای هزاران سال به عنوان یکی از راه حل های مختلف برای مشکل ذهن و بدن وجود داشته است. کتاب دیوید اسکربینا برای سال 2007 ، پانسیسیسم در غرب، تاریخچه ای عالی از این سنت فکری ارائه می دهد.

الکترونها می توانند نوعی ذهن بسیار ابتدایی داشته باشند.

اگرچه نسخه های زیادی از پانسیسیسم وجود دارد ، اما نسخه ای که به نظرم جذاب است به آن معروف است پانسیسیسم تشکیل دهنده. او به زبان ساده بیان می کند که همه مواد دارای نوعی ذهن یا آگاهی هستند و برعکس. هر کجا که ذهن باشد ، ماده وجود دارد و هر کجا که ماده وجود داشته باشد ، ذهن نیز وجود دارد. با هم قدم می زنند. از نظر روانپزشکان مدرن مانند آلفرد نورث وایتهد ، دیوید ری گریفین ، گالن استراسون و دیگران ، همه مواد توانایی خاصی در احساس دارند ، هرچند در اکثر ترکیبات ماده ، یک احساس بسیار ابتدایی است.

متخصصان روان پزشك به مراحل متعدد در نردبان پیچیدگی طبیعت نگاه می كنند و هیچ مرز مشخصی بین ذهن و غیر ذهن نمی بینند. توماس ناگل ، فیلسوف در سال 1974 پرسید که خفاش بودن ، پژواک زدن و پرواز کردن چگونه است؟ ما نمی توانیم به طور قطعی بدانیم ، اما با مشاهده رفتار پیچیده آنها و ارتباط ژنتیکی نزدیک بین همه پستانداران و انسانها – و این واقعیت که تکامل تدریجی است – می توان نتیجه گرفت که خفاش ها زندگی درونی غنی دارند. با همان منطق ، ما می توانیم به طور پیوسته به اشکال رفتاری کمتر پیچیده ای نگاه کنیم که به ما اجازه می دهد تا منطقی نوعی ذهن مرتبط با انواع مواد را استنباط کنیم. بله ، از جمله حتی الکترون کم.

تا زمانی که ماده بی جان مانند ماده زنده تکامل پیدا نکند ، ماده بی جان ادامه می یابد. او کارهایی را انجام می دهد. او به نیروها واکنش نشان می دهد. الکترونها به روشهای خاصی حرکت می کنند که در شرایط مختلف تجربی متفاوت است. این نوع رفتار فیزیکدانان محترم را بر آن داشته است که الکترونها ممکن است دارای نوعی ذهن بسیار ابتدایی باشند. به عنوان مثال ، مرحوم فریمن دیسون ، فیزیکدان معروف آمریکایی ، در کتاب خود در سال 1979 گفت. اختلال در جهان هستیکه “فرایندهای آگاهی انسان تنها از نظر درجه ، اما نه از نظر نوع ، با فرایندهای انتخاب بین حالتهای کوانتومی ، که وقتی از الکترون ساخته می شوند ،” شانس “می نامیم ، متفاوت است.” شانس کوانتومی بهتر به عنوان انتخاب کوانتومی شکل می گیرد – انتخاب ، نه شانس ، در هر سطح از طبیعت. دیوید بوم ، فیزیکدان معروف آمریکایی دیگر ، به شیوه ای مشابه اظهار می دارد: “توانایی شکل فعال بودن مشخصه ترین ویژگی ذهن است و ما قبلاً چیزی داریم که با الکترون شبیه ذهن است.”

بسیاری از زیست شناسان و فیلسوفان اذعان کرده اند که هیچ مرز سختی بین جان و بی جان وجود ندارد. JBS Haldane ، زیست شناس برجسته بریتانیایی ، از این دیدگاه که هیچ مرز مشخصی بین آنچه موجود است و آنچه زنده نیست ، پشتیبانی می کند: “ما هیچ شواهد واضحی از زندگی یا ذهن در به اصطلاح ماده بی اثر پیدا نمی کنیم …” اما اگر دیدگاه علمی صحیح باشد ، در نهایت آنها را ، حداقل به شکل ابتدایی ، در سراسر جهان خواهیم یافت. “

آن را بگیرید ناتیلوس بولتن

جدیدترین و محبوب ترین مقالات مستقیماً به صندوق ورودی شما تحویل داده می شود!

نیلز بور ، فیزیکدان دانمارکی که در توسعه نظریه کوانتوم نقش مثری داشت ، گفت که “تعاریف خود از حیات و مکانیک” در نهایت یک موضوع راحتی است. ” [T]اگر به جای تمایز بین موجودات زنده و اجسام بی جان ، مفهوم زندگی را به همه پدیده های طبیعی بسط دهیم ، مسئله محدودیت فیزیک در زیست شناسی معنای خود را از دست می دهد. “

اخیراً ، بروس جاکوسکی ، ستاره شناس دانشگاه کلرادو ، که با ناسا در جستجوی حیات فرازمینی کار می کرد ، با بلاغت پرسید: “آیا زمان دیگری وجود داشت که زمین از حالت بی جان به حیات تبدیل می شد ، گویی یک کلید تعویض بود؟” جواب احتمالا نه است.

فیزیکدان نظری سابین هوسنفلدر ، نویسنده کتاب در سال 2018. در ریاضی گم شده است، موضع مخالف می گیرد. “[I]اگر می خواهید ذره ای آگاه باشد ، حداقل انتظار شما این است که این ذره تغییر کند. ” “داشتن یک زندگی درونی تنها با یک فکر دشوار است. اما اگر الکترون ها می توانستند افکاری داشته باشند ، ما مدتها پیش این را در برخورد ذرات می دیدیم ، زیرا این امر تعداد ذرات تولید شده در برخورد را تغییر می دهد. ”

با این حال ، “تغییر” به معنی چیزهای مختلف است ، از جمله موقعیت در فضا در طول زمان. آنچه دیسون در اظهار نظر خود در مورد الکترونها و نظریه کوانتوم به دست آورد این است که نتایج احتمالی توزیع آزمایشهای کوانتومی (مانند آزمایش دو شکاف) به عنوان یک محصول بهتر از یک شانس محض (روش دیگری برای بیان آن) بهتر توضیح داده شده است. ” ما نمی دانیم “) ، اما تعداد زیادی از انتخاب های اولیه توسط هر الکترون در هر زمان در مورد مکان و نحوه تجلی.

انواع و اقسام پانسیسیسم وایتهد ، که هنوز هم توسعه یافته ترین نسخه پانسیسیسم امروزه است ، اساساً در ماهیت ماده تجدید نظر می کند. از نظر وایتهد ، همه موجودات واقعی ، از جمله الکترون ها ، اتم ها و مولکول ها ، “قطره تجربه” هستند ، زیرا آنها حداقل از یک تجربه کوچک و کمی آگاهی لذت می برند. در نگاه اول ، این چشم انداز عجیبی است ، اما در نهایت بسیار منطقی است.

وایتهد ذرات را به عنوان الکترون به عنوان زنجیره ای از تکرارهای پی در پی یک الکترون واحد تلقی می کند که شباهت های شدیدی در هر تکرار دارند اما با یکدیگر یکسان نیستند. هر تکرار کمی با قبلی متفاوت است. هیچ الکترون ساکن یا بدون تغییر وجود ندارد. میزان متفاوت بودن هر تکرار با آخرین تکرار ، محل انتخاب ذرات و ذهن است. این ذره انتخاب به سمت بالا ادغام می شود و در طول تکامل بیولوژیکی ، منجر به انواع پیچیده ای از ذهن و انتخاب می شود که ما انسان ها و دیگر پستانداران از آن لذت می بریم.

وایتهد ، فیلسوف ریاضی ، این فرایند “همگرایی” ، ماهیت ارتعاشی موجودات را به صورت لحظه ای الکترون در آثار فلسفی خود توصیف می کند. علم و جهان مدرن،، فرایند و واقعیت، و شیوه های تفکر. اینها گاهی کارهای دشواری هستند ، اما اگر به فیزیک مبتنی بر تجربیات متافیزیکی بیشتر علاقه مند هستید ، ارزش تلاش را دارند.

بسیاری از متفکران مدرن وایتهد و پانسیسیسم را به درجات مختلف پذیرفته اند ، از جمله بوهم ، که از آن جمله است صداقت و نظم ناتمام، خود کارت عالی بود در فیزیک مدرن و ماهیت واقعیت ، از وایتهد به عنوان الهام یاد می کند.

در کار خود ، من توضیح می دهم که چگونه می توانیم این ملاحظات فلسفی “ساده” درباره ماهیت ذهن را به تمام طبیعت به مجموعه ای آزمایشی از آزمایش تبدیل کنیم ، با برخی از افکار اولیه که در اینجا بیان شده است. چنین آزمایشهایی بحث پیرامون روان پریشی را از حوزه فلسفه و با قوت بیشتری از حوزه علم خارج می کند.

بنابراین ، بله ، در فیزیک مدرن فضای زیادی برای “تفکر” الکترون وجود دارد.

در آنجا ، هانت دانشمند و نویسنده ای است که با دانشگاه کالیفرنیا ، سانتا باربارا ارتباط دارد. او نویسنده کتاب است اکو ، من فالون هستم، که در زمینه های مختلف پانفیشیسم را مطالعه می کند و نظریه کلی تشدید آگاهی ، که از نظر جهت گیری پانسیسیست است. او در وبلاگ می نویسد medium.com.

این نشریه کلاسیک Facts So Romantic در اصل در مه 2020 منتشر شد.



[ad_2]

منبع: khabar-shoma.ir