[ad_1]

این مقاله اولین بار در مجله Symmetry در ماه مه سال 2014 به صورت آنلاین منتشر شد.

اوهیک روز عصر در ژانویه 532 میلادی ، یک هیاهو در هیپودروم قسطنطنیه ، یک پیست ارابه U شکل که توسط تریبون های ورزشگاه احاطه شده بود ، فوران کرد. دو جناح سبزها و آبی ها – پیشگامان هولیگان فوتبال امروز – درگیر شدند. هنگامی که تماشاگران دیگر برای فرار هجوم آوردند ، بسیاری توسط جمعیت عجله به دام افتادند و نتوانستند به محل خروج برسند ، لگدمال شده و کشته شدند. این حادثه آغاز شورش ها در نیکا بود ، که تقریباً به سلطنت یوستینیان بزرگ امپراتور روم شرقی خاتمه یافت.

پانزده صد سال بعد ، چیز زیادی تغییر نکرده است. ما هنوز مهر داریم و هنوز هم نمی توانیم به درستی از فضاهای بسته خارج شویم. از سال 2009 ، این ورزشگاه در مراکش ، ساحل عاج ، بانکوک و مصر کشنده بوده است. درک هلبینگ ، فیزیکدان و جامعه شناس سوئیسی در مطالعه فرار از وحشت ، با همکارانش نتیجه گرفت که “فعل و انفعالات فیزیکی در [a] جمعیت متراکم جمع شده و فشار خطرناکی را وارد می کند … که می تواند موانع فولادی را خم کند یا دیوارهای آجری را تحت فشار قرار دهد. “

بعضی از حیوانات در صورت تهدید برای جمع شدن تکامل یافتند زیرا این امر شانس زنده ماندن آنها را افزایش می دهد. رالف تولریان ، پروفسوری در آلمان که کار خود را صرف مطالعه تأثیرات شکارچیان گیج کننده کرده است ، گفت: “شکارچیان توانایی تمرکز و تمرکز روی یک طعمه را دارند.” “وقتی با یک طعمه برخورد می کنند ، نمی توانند شکار بعدی را بگیرند.” رندی اولسون ، که مدل های رایانه ای رفتار شکارچیان را می سازد ، گفت: “پرندگان و ماهی ها گروه هایی را تشکیل می دهند که در حضور یک شکارچی به طور آشفته حرکت می کنند و به آن” بیش از حد شناختی می دهند ” و غارت در دانشگاه ایالتی میشیگان. اضافه بار شناختی شکارچی می تواند آنقدر شدید باشد که بتواند به طور کامل از پیگیری خود منصرف شود. تولیان می گوید: “یک شکارچی گیج گاهی می تواند ناامید شود و به هیچ وجه شکار نکند.”

مردم همچنین در برابر خطر تمایل به جمع شدن پیدا کردند. تولیان می گوید ، این مزایای زیادی دارد ، از دفاع (مبارزه با تهدید برای گروه آسان تر است) تا ایمنی پول (مردم می توانند در میان جمعیت پنهان شوند). Randolph Nesse ، استاد روانپزشکی در دانشگاه ایالتی آریزونا ، که به دنبال علل تکاملی اضطراب است ، گفت: وقتی مردم به سبک زندگی ارضی و شهری روی آوردند ، خطرات ما تغییر کرد ، اما پاسخ های ما تغییر نکرد. نسا گفت: “ما همچنان از چیزهایی که برای اجدادمان خطرناک هستند ترس داریم.” وقتی وحشت می کنیم ، غرایز باستانی تحریک می شوند. در اتاقی با شش راه خروج ، به نظر می رسد منطقی ترین کار این است که جمعیت را به طور مساوی بین هر شش نفر توزیع کنید. در عوض ، فقط با یک گیر می کنیم. ما منطق را نادیده می گیریم و به خود آسیب می زنیم.

Sapolsky_TH-F1

اگرچه ممکن است نتوانیم غرایز خود را یاد بگیریم ، اما اگر ماهیت وحشت فرار را بهتر درک کنیم می توانیم آنها را دور بزنیم. از آنجا که مطالعه وحشت افراد دشوار است ، دانشمندان به منبع الهام غیرمنتظره روی می آورند: مورچه ها.

ارنستو آلتشولر ، فیزیکدان از دانشگاه هاوانا در کوبا ، که نحوه فرار مورچه ها در موارد اضطراری را بررسی می کند ، گفت: “انسان ها و مورچه ها حیوانات بسیار متفاوتی هستند.” “اما وقتی وحشت می کنید ، مردم خیلی ساده رفتار می کنند و ما می توانیم کمی شبیه مورچه ها بشویم.” در گزارش 2005 ، آلتشولر آزمایشی را توصیف کرد که در آن مورچه های سیاه کوبایی را در یک ظرف گرد پتری سفید و دو دهانه به طور قرینه در مقابل قرار داد. طرف دادگاه. هنگامی که مواد دافع مورچه را در وسط ظرف آزاد کرد ، مورچه های بیشتری به طور متوالی به سمت یک خروجی از دیگری فشار می آورند و رفتار نامتقارنی را که ممکن است از انسان نشان دهد تکرار می کنند.

اینجا ، در مکانی برجسته ، رفتار ظالمانه انسانها و مورچه ها بود. در واقع ، مکاتبات فراتر از آن است. نیران شیواکوتی ، که در دانشگاه موناش در ملبورن ، استرالیا پویایی جمعیت را مطالعه کرده است ، در سال 2011 نشان داد که ریاضیاتی که فرار مورچه ها را توصیف می کند ، مشابه آنچه برای توصیف فرار مورچه ها استفاده می شود ، است. وی گفت: “مورچه ها به طور طبیعی ترافیک جمعی را تشکیل می دهند و مسیرهای فیزیکی را به شیوه هایی شبیه حرکت جمعیت انسان دنبال می کنند.”

شیواكوتی یك احتمال را تشخیص می دهد: او می تواند مدل حیوانی را نه برای بیماری انسان ، بلكه برای وحشت انسان بسازد. بنابراین او شروع به آزمایش مکان و ماهیت خروجی هایی که مورچه هایش با آن روبرو می شوند ، کرد و چیزی شگفت آور یافت. جلوگیری از خلاقیت جریان مورچه های جمعیت وحشت زده فرار آنها را تسریع می کند.

شیواکوتی با استفاده از ظروف مربعی شکل پتری که دارای خروجی هایی در وسط کشور و گوشه بودند ، سناریوهای مختلف خروج را آزمایش کرد. شیواکوتی دریافت که خروجی واقع شده در وسط دیوار بدون هیچ مانعی در مقابل آن کمترین کارآیی را دارد. او کارایی یک خروجی را با زمان عبور مورچه ها از آن اندازه گیری کرد. عبور از یک خروج بدون مانع از وسط به طور متوسط ​​50 مورچه 18 ثانیه طول کشید. افزودن ستون در جلوی در خروجی در وسط این زمان را به 14 ثانیه کاهش می دهد. خروج از گوشه با یک ستون در جلو کمتر از 11 ثانیه زمان فرار داشت. اما بهترین زمان فرار با بیرون رفتن از گوشه و بدون ستون در جلو حاصل شد – کمتر از 9.5 ثانیه.

شیواکوتی گفت: “اگر در وسط دیوار یک خروجی داشته باشید ، می توانید از سمت چپ ، راست و راست بیایید.” این جریانهای مختلف مورچه ها یا انسانها باید در خروجی ادغام شوند و به طور متناوب عبور کنند. اما مردم بی تاب هستند و فشار و فشار را شروع می کنند. ستون ها به ساختار جریان کمک می کنند. “این ستون برخی کانالها را به چپ و راست به شما می دهد و این باعث کاهش درگیری خروج می شود.” Shivakoti می گوید: دلیل موثر بودن خروج گوشه این است که این یک توانایی ذاتی در ساختار جریان دارد. “اگر خروجی در گوشه ای باشد ، افراد احتمالاً فقط از چپ و راست می آیند ، بنابراین جریان یکنواخت تری دارید.”

شیواکوتی و تیمش در حال آزمایش قرار دادن موانعی در مقابل درب ورودی ورزشگاه فوتبال ملبورن هستند که به ایستگاه منتهی می شوند. نتایج اولیه امیدوار کننده به نظر می رسند. شیواكوتی می گوید: “فقط با داشتن تغییرات معماری كوچك در چیدمان ، ایستگاه ها یا استادیوم ها می توانید به پیشرفت قابل توجهی در میزان تخلیه دست یابید.” شاید نباید از درسهای غیرمنتظره ای که می آموزیم تعجب کنیم. میلیون ها سال است که مورچه ها یاد گرفته اند که چگونه با ترافیک برخورد کنند. آنها فقط می توانند راه نجات را به ما نشان دهند.

کانر میروولد در مورد علم ، فناوری و طبیعت می نویسد. سایر آثار وی در Nature، Scientific American، MIT Technology Review، Ars Technica، و آزمایشگاه های شرکت سریع



[ad_2]

منبع: khabar-shoma.ir