آیا میدان های الکترومغناطیسی مغز محل آگاهی است؟ “حقایق بسیار عاشقانه”.


مدت هاست که برخی از متخصصان مغز و اعصاب معتقدند که میدان های الکترومغناطیسی ارتعاشی مغز جالب هستند ، اما به سادگی ویژگی های “اپی پدیده ای” مغز هستند – مانند سوت قطار روی لوکوموتیو.تصویرگری سرگئی نیوانز / شاتر استوک

درجه سانتیگرادکریستوف کوچ یک متخصص مغز و اعصاب با یک کار علمی قوی و اشتیاق عاشقانه به درک شعور است. وی اخیراً مقاله ای را بسته و تعجب كرده است: “این در مورد مغز ، پیچیده ترین قطعه ماده فعال در جهان شناخته شده چیست كه فعالیت خود را به معنای زندگی خود تبدیل می كند؟”احساس زندگی آخرین کتاب او است. او استدلال می کند که هوشیاری توسط مغز تولید می شود ، اما در طبیعت از آنچه فکر می کنیم نیز گسترده تر است.

مقاله وی کار آزمایشی جدیدی را توسط كیران فاكس ، متخصص مغز و اعصاب استنفورد و همكارانش كه اثرات تحریك الكتریكی مغز را بررسی می كنند ، توصیف می كند كه یك اصل تراز را نشان می دهد. یعنی هرچه یک منطقه مغز از ساختارهای حسی یا خروجی حرکتی دورتر باشد ، احتمال کمک به تجربه ذهنی ما کمتر است. كوچ می نویسد: “تقاضای داده ها ، شواهد حیاتی علتی ، نه فقط مشاهده ای ، را برای شناسایی همبستگی های عصبی هوشیاری ارائه می دهد.”

همبستگی های عصبی هوشیاری قسمت هایی از مغز است که تصور می شود برای بروز هوشیاری ضروری است. این ایده که فقط ارتباط عصبی هوشیاری وجود دارد و اینکه این همبستگی ها الگوهای تیراندازی سیناپسی در قسمتهای خاصی از مغز هستند ، همان چیزی است که شما می توانید آن را دیدگاه مرسوم در عصب شناسی بنامید. به عبارت دیگر ، اگر به اعماق مغز نگاه کنیم ، آنچه در خواهیم یافت این است که آتش سوزی های الکتروشیمیایی سیناپس – که توسط انواع مختلفی از سلول های عصبی تولید می شوند – مسئول همانطور که کوچ می گوید ، خود احساس زندگی ، آگاهی است.

“این یک لحظه افتادن فک بود ، برای ما و برای هر دانشمندی که تاکنون درباره اش صحبت کردیم.”

اما اگر چیز دیگری در داستان وجود داشته باشد چه؟ اگر میدان های الکترومغناطیسی تولید شده توسط مغز و اعصاب مغزی یکسان نباشند ، در واقع صندلی اصلی آگاهی هستند؟ زمینه های مغزی توسط فرآیندهای مختلف فیزیولوژیکی در مغز ایجاد می شود ، اما عمدتا توسط جریان های غشایی که از طریق سلول های عصبی در حال حرکت هستند ، ایجاد می شود. این میدان ها همیشه در حال نوسان هستند و با سرعت های مختلفی به دست می آیند ، در اطراف باندهای خاصی قرار می گیرند ، از دلتا در انتهای پایین با 5/1 – 5 سیکل (نوسانات) در هر ثانیه (هرتز) تا گاما با 40 تا 120 سیکل در ثانیه.

مدت هاست که برخی از متخصصان مغز و اعصاب معتقدند که میدان های الکترومغناطیسی ارتعاشی مغز جالب هستند ، اما به سادگی ویژگی های “اپی پدیده ای” مغز هستند – مانند سوت قطار روی لوکوموتیو. میدان های الکترومغناطیسی می توانند فقط سر و صدایی باشند که بر کار مغز تأثیر نمی گذارد. کوچ هنوز به این روش متمایل است.

وی به من گفت: “گرچه در این مرحله اولیه تحقیقات مغزی ، کنار گذاشتن هرگونه روند فیزیکی احمقانه است ،” من بعنوان یک الکتروفیزیولوژیست علاقه کمتری نسبت به نسبت دادن عملکردهای خاص به گروههای خاص دارم ، چه رسد به تجربه. . بازیگران علی بین سلولهای عصبی که در مقیاس زمانی مهم برای آگاهی (5-500 میلی ثانیه) عمل می کنند ، پتانسیل های کنشی هستند که به نوبه خود باعث آزاد شدن سیناپسی بسته های انتقال دهنده عصبی می شوند. وی گفت: “وی معتقد است كه میزان نوسانات بر روی الگوهای شلیك عصبی تأثیر دارد.” درباره صداهایی كه قلب می تپد ، فکر كنید. “آنها می توانند از طریق استتوسكوپ گرفته شده و برای تشخیص استفاده شوند. با این حال ، هیچ مدرکی وجود ندارد که بدن از این اصوات برای هر عملکردی استفاده کند. “

از ولفگانگ کلیمش ، استاد دانشگاه سالزبورگ ، پرسیدم که نظرش درباره کوچ از میدان های الکترومغناطیسی چیست؟ کلیمش “نظریه سلسله مراتبی دودویی نوسانات مغز و بدن” را ایجاد کرد که بیان می کند آگاهی تابعی از سطوح مختلف تشدید هم در مغز و هم بین مغز و اندام های مختلف دیگر مانند قلب و معده است.

وی گفت: “در مورد دیدگاه کریستوف مبنی بر اینکه آنها بیش از حد ضعیف هستند و نمی توانند در عملکرد بالاتر مغز نقش داشته باشند ، اگر فقط به یک سوسو زدن میدان نگاه کنید ، حق با اوست.” “نقطه حساس تعامل و هماهنگی بین نوسانات است. حتی اگر هر اسیلاتور ضعیف باشد ، همگام سازی بین آنها می تواند یک نیروی قوی و بسیار انتخابی ایجاد کند. “

یورگی بوزاکی ، یكی از همكاران كخ ، در سال 2004 كاملاً واضح بود كه در این بحث كجاست ، و تأكید بر كاركردهای مختلفی كه میدان های الكترومغناطیسی مغز انجام می دهند ، از جمله اتصال مناطق مختلف مغز به همدیگر ، تسهیل تغییرات سیناپسی و ایجاد و تحکیم حافظه. بنابراین بوزاکی فرض می کند که این زمینه ها نقش عملکردی دارند و مانند صدای قلب تپنده یا سوت یک لوکوموتیو نیستند.

بگیر ناوتیلوس بولتن

جدیدترین و محبوب ترین مقالات در صندوق ورودی شما تحویل داده می شوند!

پاسکال فرایز ، متخصص مغز و اعصاب مغز و اعصاب آلمانی ، همچنین نقش عملکردی در زمینه های مغز را حفظ می کند. وی در کار خود بر نقش هماهنگی میدانی در قسمتهای مختلف مغز برای تغییر الگوهای ارتباطی و در نتیجه آگاهی تأکید می کند. وی تأکید می کند که این پویایی بالاتر از “ساختار تشریحی سخت تر” مغز وجود دارد.

شاید جذاب ترین مطالعه اخیر در مورد نقش عملکردی میدانهای الکترومغناطیسی را بتوان در مقاله ای توسط تیم دومینیک دوران از دانشگاه Case Western Reserve یافت. آنها نوسانات آهسته میدان الکترومغناطیسی (کمتر از 1 هرتز) را در بافت هیپوکامپ موشهای سر بریده مطالعه کردند. محققان دریافتند که نوسانات آهسته می تواند باعث فعالیت سیناپسی در سلولهای عصبی شود که توسط سیناپس به هم متصل نیستند. اگر آنها به صورت سیناپسی به هم متصل نشوند ، نمی توانند از طریق عکسبرداری سیناپسی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. تیم Duran می نویسد: “نتایج این فرضیه را پشتیبانی می کند که میدانهای الکتریکی درون زا ، که قبلاً برای ایجاد فعالیت عصبی بسیار کوچک بودند ، نقش مهمی در تکثیر خودکار فعالیت دوره ای آهسته در هیپوکامپ دارند.”

دوران مانند نتایج دیگر از نتایج آنها شگفت زده شد. وی گفت: “این لحظه افتادن فک برای ما و برای هر دانشمندی بود که تاکنون در مورد او صحبت کردیم.”

با این حال ، کخ با توجه به اعتبار آماری و میزان تأثیر آنها ، نسبت به این نتایج بدبین است. او به من گفت ، “البته ، در این مرحله ، سازوکارهای عصبی (از جمله اثرات کوانتومی ماکروسکوپی عجیب و غریب) نمی توانند منتفی شوند ، به شرطی که قوانین فیزیک را نقض نکنند.” مانند اکثر یافته های علمی جدید که نظرات اجماع را به چالش می کشند ، دیگران تیم ها باید نتایج Duran را تکرار کنند تا برای دیگران قانع کننده باشند.

خیلی زود است که بگوییم میدان های الکترومغناطیسی مغز با اطمینان زیادی صندلی اصلی آگاهی هستند. اما فیلسوفان و متخصصان مغز و اعصاب که نظریه های مربوط به میدان الکترومغناطیسی آگاهی را ارائه داده اند که یکی از آنها نظریه تشدید عمومی خود من است ، شواهد جمع آوری می کنند. خواننده علاقه مند باید کتاب جدید داگلاس فیلدز را بررسی کند ، مغز الکتریکی: چگونه علم جدید امواج مغزی افکار را می خواند ، به ما می گوید چگونه یاد می گیریم و به ما کمک می کند تا بهتر تغییر کنیم، به عنوان مقدمه ای برای این خط کار. او عمیقاً وارد این بحث می شود. وی نوشت: “امواج مغزی کلید آگاهی است.” “اما نتایج تاکنون مرتبط بوده و علت و معلول را اثبات نمی کند.”

بدون شک پیشرفت در درک ما از آناتومی مغز و زمینه های آن به فیلسوفان و دانشمندان کمک خواهد کرد تا درک درستی از چگونگی طرح سوالات صحیح برای بررسی ماهیت آگاهی در انواع مختلف آن داشته باشند.

در آنجا هانت یک فیلسوف ، وکیل مدافع و نویسنده است. او نویسنده دو کتاب در مورد فلسفه آگاهی است: Eco ، Ego ، Eros: مقاله هایی در مورد فلسفه ، معنویت و علم و ذهن ، جهان ، خدا: علم و روح در قرن بیست و یکم.




منبع: khabar-shoma.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*