آیا قانون طلایی در ذهن میمون متولد می شود؟ – حقایق ، خیلی عاشقانه


آنابرابری اقتصادی در سالهای اخیر در بسیاری از کشورهای ثروتمند تشدید شده است و این بحث وجود دارد که آیا نابرابری برای اقتصاد ملی مضر است – و یا برای شهروندان آنها بد است. یک فیلم جذاب از رفتار میمون (زیر را ببینید)، گرفته شده از بحث TED 2011 توسط نخست وزیر فرانس دو وال ، یک مهمات شگفت آور در این بحث شد.

این ویدئو سال خاصی از سال 2003 را به تصویر می کشد آزمایش کردن توسط دی بعل و همکارش سارا برازنان. این کار با یک میمون کاپوچین به دلیل دادن سنگ به آزمایشگر به یک تکه خیار اعطا می شود. میمون با خوشحالی این کار را انجام می دهد و مبلغ پرداختی خود را جمع می کند – تا زمانی که میمون کنار آن پاداش مطلوبتری ، انگور ، برای همان کار دریافت کند. اولین میمون سپس خیار غیر اشتها آور را از قفس خود بیرون می اندازد. در این مطالعه ، میمون ها درصورت مشاهده میمون دیگر که انگور دریافت می کرد ، در حالی که خود به برداشت خیار ادامه می دادند ، اغلب از تحویل سنگ خودداری می کردند.

https://www.youtube.com/watch؟v=meiU6TxysCg

فرانس دو وال می گوید که تحقیقات او در مورد نخستی ها نشان می دهد که “به جای اینکه صداقت و عدالت محصولی فکری باشد ، چیزی که از طریق عقل به آن رسیده ایم ، در احساسات اساسی جاسازی شده اند ، که برخی از آنها در سایر نخستی ها یافت می شود.” احتمالاً از طریق یک تکامل مشترک داستان. “آن زمان ما مورد توجه قرار گرفتیم [Occupy] دو وال در پایان ویدئو گفت: “اعتراض وال استریت که اینجا می بینید.” اگر تز وی درباره عدالت درست باشد ، استدلال های نابرابری یک ضرورت زیست شناختی پیدا می کنند – برابری بیشتر را می توان به عنوان “نظم طبیعی” امور ، و نابرابری را به عنوان یک نیروی مخرب اساسی قلمداد کرد. همانطور که خود خود بع بعلت خودش استدلال می کند عصر همدلی، توانایی ما در ایجاد یک جامعه پایدار تا حدی مبتنی بر دانستن این است که ما انسانها چه نوع حیواناتی هستیم.

از نظر یک فعال عدالت اجتماعی ، پیام میمون ها واضح به نظر می رسد: تلاش های برابر شایسته دستمزد برابر است و هر جامعه ای که این اصل ساده را نادیده بگیرد ، با یک غریزه ریشه دار عدالت اشتباه گرفته می شود. اما در دنیای علمی ، به دور از حل و فصل ماهیت عدالت ، مطالعه کلاسیک Brosnan و de Waal جریان تحقیقی را برانگیخته است که نشان می دهد عدالت در روابط متقابل انسان و انسان چقدر عدالت پیچیده و شکننده است.

اگر فیلم میمون های کاپوچین را تماشا کنید (به خصوص اگر در متن یک پست وبلاگ در مورد برابری درآمد باشد) ، ممکن است بدیهی به نظر برسد که میمون بدون حقوق با برخورد ناعادلانه مخالف است. اما ممکن است احساس عدالت همان چیزی نباشد که رفتار میمون را پیش می برد. تصور کنید که میمون دوم در این آزمایش وجود ندارد ، فقط یک میمون و یک آزمایشگر با یک کاسه پر از خیار و دیگری پر از انگور. اگر در آن صورت به میمون خیار به عنوان پاداش داده شود ، ممکن است او نیز به آن اعتراض کند – نه به این دلیل که ناعادلانه بود ، بلکه صرفاً به این دلیل که خیار خیلی جذاب به نظر نمی رسد ، زیرا میمون می داند که انگور دارد. میمونی که خیار را رد می کند شاید کمتر شبیه یک معترض سیاسی باشد ، اما بیشتر شبیه یک کودک دو ساله است که وقتی یک ظرف آب نبات کاملاً قابل مشاهده است ، تکه سیب پیشنهادی را رد می کند.

برای نشان دادن اینكه انصاف در این امر دخیل است ، آزمایشات باید نشان دهد كه میمون ها هنگام انجام یك میمون دیگر در مقایسه با شرایطی كه پاداش بهتر به وضوح قابل مشاهده است ، احتمالاً وظیفه را انجام می دهند. وقتی چنین کنترل هایی اعمال می شود ، نتایج مطالعات مخلوط می شود: برخی از گونه های نخستیان ، مانند میمون های بسیار اجتماعی کاپوچین ، نسبت به نابرابری اجتماعی حساسیت نشان می دهند ، اما به نظر می رسد شامپانزه ها معمولاً کمتر درگیر عدالت هستند.

“آن زمان ما مورد توجه قرار گرفتیم [Occupy] اعتراض وال استریت را که اینجا می بینید. “

به طور کلی ، شواهد انصاف در سایر پستانداران بسیار محدودتر از بزرگسالان است. اگر غذا به جای پرداخت در ازای یک کار آزادانه داده شود ، میمون ها و میمون ها توزیع ناهموار را رد نمی کنند. در آزمایشگاه ، آنها معمولاً هنگام انتخاب نحوه تخصیص منابع به نفع خودشان عمل می كنند ، در حالی كه افراد به طور مساوی با یك شریک زندگی سهیم هستند. و آنها در کاری که به عنوان بازی اولتیماتوم شناخته می شود ، که در آن یک شریک تصمیم می گیرد چگونه برخی منابع را تخصیص دهد و شریک دیگر یا پیشنهاد را قبول می کند یا تصمیم می گیرد که هیچ یک از دو طرف چیزی دریافت نکند ، پیشنهادات ناهموار را رد نمی کنند. انسان ها اغلب برای ابراز تحقیر نسبت به یک پیشنهاد نابرابر ، منابع را فدا می کنند ، در حالی که شامپانزه ها معمولاً آنچه را که می توانند می گیرند ، انصافاً یا ناخواسته.

مقایسه های آزمایشی بین انسان و سایر حیوانات بسیار پیچیده است و ممکن است دلایل زیادی وجود داشته باشد که چرا نخستی های طبیعی به روش های مشخصی که در آزمایشات اندازه گیری می شود به بی عدالتی پاسخ نمی دهند. در بعضی موارد ، حیوانات ممکن است نتیجه نابرابر را مشاهده کرده باشند ، اما آزمایش آزمایشی گزینه ای برای پاسخ مفید ارائه نمی دهد – و از آنجا که آنها نمی توانند به صورت کلامی با بی عدالتی مخالفت کنند ، ممکن است هرگز ندانیم که آنها واقعاً در مورد آن چه احساسی دارند. در موارد دیگر ، کارهای آزمایشی می توانند آنقدر پیچیده باشند که حیوانات قادر به درک کامل تأثیرات خود نباشند. بنابراین ، اگرچه شواهدی وجود دارد که نشان می دهد عدالت در رفتار حیوانات نقش دارد ، اما دانشمندان همچنان بحث می کنند که آیا این واقعاً نشان می دهد عدالت غریزه ای است که ما با سایر حیوانات مشترک داریم.

روش دیگر برای دستیابی به موضوع ، بررسی چگونگی شکل گیری عدالت در رفتار فرزندان انسان است. حساسیت خیلی زود نسبت به عدالت از این ایده حمایت می کند که حداقل تا حدی ذاتی است و کاملاً محصول تلقین فرهنگی نیست.

بگیر ناوتیلوس بولتن

جدیدترین و محبوب ترین مقالات در صندوق ورودی شما تحویل داده می شوند!

در واقع ، نوزادان در سنین بسیار کم بین رفتار منصفانه و ناعادلانه در دیگران تمایز قائل می شوند. که در مطالعه توسط الساندرا گراچی و لوکا سوریان ، نوزادان 12 تا 18 ماهه فیلم های کوتاهی را تماشا می کنند که در آن یک شخصیت انیمیشن “منصفانه” به هر یک از دو شخصیت دیگر یک اسباب بازی می دهد ، در حالی که یک شخصیت “ناعادلانه” دیگر دو اسباب بازی را به یک شخصیت تحویل می دهد ، دیگر دست خالی سپس تصاویری از شخصیت های صادق و غیرصادق به کودکان پیشنهاد شد و به آنها گفته شد که یکی از آنها را انتخاب کنید. چهارده نفر از 17 نوزاد شخصیت عادلانه را نسبت به شخصیت ناعادلانه انتخاب کردند و این نشان می دهد که نوزادان قبل از اینکه بتوانند در مورد اخلاق و اخلاق صحبت کنند ، عدالت را در دیگران ارزانی دارند.

اما تحقیقات نشان می دهد که به طرز شگفت آوری مدت زیادی طول می کشد تا کودکان عدالت را در اعمال خود وارد کنند. کودکان سه و 4 ساله در صورت عدم دریافت انتهای کوتاه چوب ، به راحتی در برابر توزیع ناهموار منابع مقاومت می کنند. اما ، مانند نخستی های غیر انسانی ، آنها به ندرت اعتراض می کنند وقتی که در پایان پیروز یک توزیع ناهموار قرار دارند. این مسئله درک این مسئله را دشوار می کند بی عدالتی که آنها دوست ندارند یا فقط کمتر از دیگران هستند.

وقتی کودکان از شهرت اجتماعی خود آگاه می شوند ، رفتاری را شروع می کنند که می دانند دیگران آن را ارزشمند می دانند.

در حقیقت ، هنگام تصمیم گیری درباره نحوه تخصیص منابع ، کودکان پیش دبستانی به شدت تقسیم بندی هایی را که در آنها قبل از دیگران می روند ترجیح می دهند. آنها نه تنها قادر به مطالبه بیش از سهم خود خواهند بود ، بلکه حتی تمایل شرورانه ای به این کار نشان می دهند قربانی منابع اگر بدان معنی باشد که می توانند بیش از دیگران داشته باشند. آ مطالعه توسط مارک شسکین و همکارانش نشان داد که هنگام انتخاب بین اعطای دو نماد جایزه به خود و فرزند دیگر و اعلام یکی برای خود در حالی که به دیگری چیزی نمی دهند ، کودکان 5 و 6 ساله مورد دوم را ترجیح می دهند. اگر افراد مستعد ارج نهادن به عدالت باشند – و تحقیقات انجام شده در مورد نوزادان خردسال نشان می دهد که این درست است – پس به نظر می رسد که مفهوم انتزاعی عدالت باید با انگیزه های خودخواهانه دیگری رقابت کند.

فقط در نزدیکی 8 سالگی کودکان تمایل زیادی به تقسیم منابع به طور مساوی نشان می دهند. و حتی در آن صورت نیز ممکن است بیشتر نگران این موضوع باشند ظاهر شدن منصفانه بودن نسبت به دیگران در مطالعه ای به سرپرستی الکس شاو ، کودکان بین 6 تا 11 سال باید تصمیم بگیرند که چگونه پاداش خوب و پاداش کمتری بین خود و کودک دیگر توزیع کنند. به آنها گفته شد که می توانند به سادگی انتخاب کنند چه کسی کدام جایزه را به دست آورد یا برای تعیین نتیجه سکه بیندازند. بچه های بزرگتر (9 تا 11 ساله) ترجیح دادند سکه را 53 درصد از اوقات برگردانند ، در مقابل 37 درصد در گروه جوان تر. اما وقتی به آنها فرصت داده شد سکه را به صورت خصوصی پرتاب کنند و نتیجه را گزارش دهند ، معکوس “بی طرفانه” جادو 62 درصد از وقت به نفع آنها بود. این نشان می دهد که حتی برای کودکان بزرگتر ، بی عدالتی لزوماً استرس ایجاد نمی کند – حداقل این نیست که آنها را وادار به انصراف از پاداش خوب کند. اما هنگامی که کودکان از شهرت اجتماعی خود آگاه می شوند ، رفتاری را شروع می کنند که می دانند دیگران از آنها بها می دهند.

با نزدیک شدن کودکان به بزرگسالی ، آنها تمایل روزافزونی به تخصیص منابع به طور مساوی یا حتی نوع دوستانه نشان می دهند. اما به طور متناقضی ، آنها ممکن است در مسیر رشد خود از برخی جهات کمتر برابری طلب شوند. ارنست فهر و همکارانش دریافتند که اگر به آنها بگویید که بچه های دیگر از مدرسه دیگری هستند ، بیشتر از کودکان می توانند منابع همسالان خود را حتی با هزینه نیز محروم کنند ، تا اینکه به آنها بگویید که آنها متعلق به همان مدرسه هستند. این وابستگی به اعضای گروههای مختلف با افزایش سن در نوجوانی افزایش می یابد ، اگرچه به طور کلی نوجوانان بسیار کمتر از کودکان کوچکتر رفتارهای خودخواهانه دارند. به عبارت دیگر ، آنها به طور کلی سخاوت بیشتری داشتند ، اما با اعضای گروه و خارج از گروه نابرابرتر رفتار می کردند. به عنوان مثال ، در سنین 8 و 9 سالگی ، کودکان 41 درصد از وقت با اعضای گروه و 44 درصد از وقت با اعضای خارج از گروه را انتخاب نادرست می کنند ، در حالی که این میزان برای 12 و 13 سالگی 17 تا 33 درصد است. -سن

این مجموعه تحقیقاتی که در حال رشد است ، نتیجه گیری می کند که بسیار ساده تر است: “ما با برابری مرتبط هستیم”. از این گذشته ، دانستن اینکه ما چه حیواناتی هستیم می تواند به ما کمک کند تا درک کنیم که عدالت یک ارزش ذاتی برای نخستی های بزرگ است ، در مقابل محصول امروزی استثنایی ما.

جولی سدیوی نویسنده و محقق زبان در کلگری است که کارهای او از علمی تا ادبی را شامل می شود و شامل همه چیز در این بین است. وی در دانشگاه براون و دانشگاه کلگری زبان شناسی و روانشناسی تدریس کرده و کتاب درسی (زبان در ذهن) در زمینه روانشناسی که به سرعت در حال تحول است. آخرین کتاب او مجموعه ای از مقاله های ادبی است (انتظار: گلچینی از مقاله ها) ، ویرایش مشترک با Rona Altrows.

این نشریه کلاسیک Facts So Romantic در اصل در ماه مه سال 2014 منتشر شد.




منبع: khabar-shoma.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*