[ad_1]

اوهیکی از نقل های مورد علاقه من ، البته بسیار نقل شده از آلبرت انیشتین ، ادعای وی است که قابل فهم ترین چیز در جهان قابل درک بودن است. (آنچه او در واقع در کار خود در سال 1936 ، فیزیک و واقعیت گفت ، عادت طولانی تری است و شامل عقب نشینی به امانوئل کانت و معنای “قابل فهم بودن” است ، اما او می نویسد “… رمز و راز ابدی جهان قابل درک بودن آن است “.)) در حقیقت ، این گزاره چیز کمی را نگه می دارد. رمز و راز بزرگتر این است که جهان در واقع قادر به درک خود است.

از حدود 14 میلیارد سال پیش ، زمانی که تمام ماده و انرژی در یک حالت کاملاً یکنواخت و کسل کننده وجود داشت ، فضا تکامل یافته و حاوی ساختارهای پیچیده ای است که – حداقل در یک مکان کوچک در منظومه شمسی ما – چیزهای مرموزی مانند اختیار و آگاهی به دست آورده اند که آنها را مجبور به تلاش برای رمزگشایی واقعیت می کند. به این ترتیب ، آنها (منظور ما) نسخه های تفسیری از واقعیت را نیز تولید می كنند ، كه آنها را در “داده” قرار می دهند.

منظور من از dataome ، تمام داده ها (و اطلاعات موجود در آن) است که ما تولید ، استفاده و توزیع می کنیم ، اما در DNA ما رمزگذاری نشده اند. Dataome شامل نقشه های غاری روی کتابها ، درایوهای فلش به سرورهای ابری و همه ساختارهایی است که برای ارائه این موارد ساخته شده است. ما در یک همزیستی ناآرام با این تحلیلگر وجود داریم که منافعش همیشه نمی تواند با منافع ما سازگار باشد ، اگرچه اطلاعاتی که او برای ما می آورد برای موفقیت تکاملی ما بسیار مهم است. این شامل اطلاعاتی است که ما برای توصیف تجربه خود از واقعیت ایجاد می کنیم.

آزاد بودن: اگر بتوانیم کوادریلیون را از فعل و انفعالات مولکولی و اتمی در مغز و فشارهای ناپایدار عدم قطعیت کوانتوم کالبد شکافی کنیم ، می توانیم نوعی اراده آزاد را برای خود بدست آوریم.سفیدخان / شاتر استوک

هر معادله ای در فیزیک ، یا هرگونه شبیه سازی رایانه ای در مورد چگونگی چرخش و تکامل سیارات ، ستارگان و کهکشان ها ، حکایت عجیبی از تفسیر جهان توسط جهان جاسازی شده در جهان است که با قرارگیری مجدد اتم های آن در یک دیتا ، انجام می شود. اما یک دیدگاه عمیق تر نیز وجود دارد: آیا واقعاً همه اینها اجتناب ناپذیر بود؟ آیا ما تا به حال در ایجاد دیتا دیم یا انجام هر یک از کارهایی که انجام می دهیم چاره ای داشته ایم و آیا فقط یک موجود آگاه از خود در جهان وجود دارد؟

در مقاله ای بسیار شگفت انگیز و کاملاً غیرمعمول و تقریباً 70 صفحه ای از سال 2013 ، تحت عنوان شبح در ماشین کوانتوم تورینگ ، اسکات آرونسون ، دانشمند نظریه کامپیوتر ، عمیقا در جستجوی استدلال های مخالف و مخالف چنین اراده آزاد است. آنقدر سرگرم کننده است که می خواهم مدتی را با او اینجا بگذرانم. وی خاطرنشان کرد که بسیاری از ما ایده غیرقابل پیش بینی بودن تصادفی را با اراده آزاد مرتبط می دانیم. به عنوان مثال ، اگر من نمی دانم ، خود به خود کلمه “اسفنج” را در اینجا بنویسم ، ممکن است احساس کنم که من از اراده خود استفاده می کنم. قطعاً کاملاً اتفاقی به نظر می رسد.

آرونسون معتقد است که این احتمالاً اشتباه است ، زیرا آنچه ما شانس می نامیم در واقع از قوانین آماری کاملاً مشخصی پیرامون احتمال پیروی می کند و از این نظر هرگز “آزاد” نیست. غیرقابل پیش بینی بودن آن قابل پیش بینی است. در مقابل ، دسته ای از پدیده های غیرقابل پیش بینی وجود دارد که نمی توان آنها را با احتمالات تصادفی اندازه گیری کرد. آنها اشکال مختلف غیرقابل پیش بینی بودن دارند. این را یک خاصیت به نام توصیف می کنند عدم اطمینان شوالیه بعد از فرانک نایت ، اقتصاددانی که در دهه 1920 روی این ایده ها کار می کرد. در زبان عامه مدرن ، این بسیار شبیه ایده “واقعه قو سیاه” است که توسط استاد ، نسیم طالب ، نویسنده و متفکر ریاضی ، به طرز ماهرانه ای رواج یافته است. واقعه با قو سیاه بسیار نادر است ، تأثیر زیادی در جهان دارد و پس از واقعیت توضیحاتی برای او ابداع شده است. اما اگر این رویداد یا رفتار هرگز با احتمالات نمی تواند به صورت عینی کم شود ، احتمالاً در گروه عدم اطمینان شوالیه است.

هیچ راه حل احتمالی شسته و رفته و منظمی وجود ندارد. هرگز درک نخواهد شد که چرا مرغ از جاده عبور کرده است.

مثالی بر اساس توضیحات آرونسون در اینجا آورده شده است: تصور کنید که یک برنامه کامپیوتری به عنوان بخشی از کار خود اعداد تصادفی تولید می کند. شاید ترکیب رنگی را برای محافظ صفحه نمایش خود انتخاب کنید. اما اگر شماره 669988 را انتخاب کند ، خطایی در کد وی وجود دارد که منجر به خرابی می شود. برنامه نویس اصلی این را می دانست ، اما از آنجا که 669988 فقط انتخاب یک میلیون گزینه برای این عدد شش رقمی است ، آنها تصمیم گرفتند که این یک شانس قابل قبول است.

اما اگر در عوض کد از شخص بخواهد یک شماره شش رقمی دلخواه ارائه دهد ، چه می کنید؟ برنامه نویس نمی تواند بداند که احتمال ورود 669988 چقدر است. این می تواند شماره یک فرد خوش شانس باشد ، ممکن است استعداد عجیب و غریب انسانی نسبت به این اعداد وجود داشته باشد. به جای غیر قابل پیش بینی بودن ، به سادگی قابل پیش بینی نیست و نمی توان آن را با احتمالات ریاضی واضح توصیف کرد. در عوض ، این نشان دهنده اراده آزاد انسان است.

اما اگر شما یک فیزیکدان (یا یک فیلسوف مناسب) هستید ، می توانید با آن مبارزه کنید. این بدان دلیل است که ، شما می گویید ، آنچه که شخص در هر زمان انجام می دهد در نهایت نتیجه یک زنجیره بسیار طولانی و بسیار پیچیده از حوادث است. هر یک از این وقایع را می توان به فعل و انفعالات جداگانه و شکل ظاهری اتمها و الکترونها ، فوتونها و قوانین تقسیم کرد ، که – حتی احتمالی – هنوز هم همه گزینه ها را در هر زمان توصیف می کنند. همه آنها قابل پیش بینی نیستند و این شامل مواردی مانند عدم اطمینان کوانتومی است. مطمئناً ما همیشه می توانیم عمل انسانی یا چیز دیگری را با سادگی طی این زنجیره چیزهای تصادفی توضیح دهیم. در این حالت هیچ اراده واقعی واقعی وجود ندارد. هیچ قطعیت واقعی Knigtyan در قسمتهای اساسی واقعیت وجود ندارد.

Sapolsky_TH-F1

آرونسون استدلال می کند که اگر اولین وضعیت (کوانتوم) جهان دارای عدم اطمینان کتاب باشد ، همه چیز جالب تر است. وضعیت دقیق جهان جدید توسط قوانین آماری شانس لازم نیست تعیین شود. این می تواند به همان اندازه عجیب و غریب غیرقابل پیش بینی باشد به عنوان مثال قبلی که کسی شماره خرابی کد را حدس زده است. در این حالت ، اطلاعات توصیف کننده این حالت – و متعاقباً همه حالاتی که جهان فرض خواهد کرد ، از جمله تمام اتمهای آن ، ما و همه بیگانگان – را می توان در نظر گرفت (در اصطلاح هارونسون) از “بیت های آزاد” ساخته شده است. و بیت های آزاد مانند آخرین کلمه در انتخاب فضا هستند.

این بیت های آزاد نیز باید ماهیت کوانتومی داشته باشند. این بدان معنی است که آنها “کیوبیت” نیز هستند – نسخه بیت های قدیمی 1 و 0 معمولی ، که برای اشیا and و سیستم هایی که رفتار کوانتومی نشان می دهند اعمال می شود. آنها چیزهای مبهم و نامشخصی هستند تا اینکه فراخوانی شوند و برای فوکوس آنها کلیک شود. این عارضه ای است که من واقعاً از کنار آمدن با آن اجتناب خواهم کرد زیرا واقعاً ما را سردرد خواهد کرد. خوشبختانه ، برای درک اینکه بیت های آزاد کجا به ما منتهی می شوند ، نیازی به دانستن همه این جزئیات نیست.

داستانی که باید به آن توجه شود این است که این بیت های رایگان می توانند در تاریخ جهان باقی بمانند. یا به عبارت دیگر: فرض کنید می خواهید زنجیره ای از حوادث را که منجر به یک حادثه خاص شده است ردیابی کنید – نکته جالب در یک آزمایش فیزیکی یا عبور مرغ از جاده. برای برخی از حوادث ، یک زنجیره وجود دارد تمام راه برگشت به بیت های اصلی اصلی و از آنجا که این بیت های رایگان از عدم اطمینان نایت پیروی می کنند ، این بدان معناست که هیچ پاسخ قطعی در مورد اینکه چرا آنچه را دیدید دیدید ، هیچ راه حل نهایی و مرتب احتمالی وجود ندارد. شما هرگز ، هرگز نخواهید فهمید که چرا مرغ از جاده عبور کرده است.

تصادفی از قوانین آماری کاملاً مشخص برای احتمال پیروی می کند و از این نظر هرگز “آزاد” نیست.

این ممکن است در ساختارهایی مانند مغز انسان و افکار آن نیز صدق کند. اگر بتوانیم کوادریلیون ناگفته را به فعل و انفعالات مولکولی و اتمی و حوادث زنجیره ای مغزی و رانش های دقیق تر عدم قطعیت کوانتوم در اینجا و آنجا تقسیم کنیم ، ممکن است دریابیم که همه اینها به بیت های آزاد اصلی باز می گردند ، بنابراین اراده آزاد خودمان من هیچ ارتباط عرفانی کوانتومی مغزی را تصور نمی کنم. این همه فقط فیزیک است (خوب ، همه فیزیک های مرزی با فلسفه). اما ممکن است معلوم شود که تصمیم خود به خودی شما برای قرار دادن یک مرغ بی گناه در کنار جاده واقعاً نایتین است ، با شجره ای که تا بیگ بنگ برمی گردد.

با این حال ، این امر همچنین حاکی از آن است که روشهای زیادی وجود دارد که در آن هر اتفاقی می تواند در فضا رخ دهد ، بسیاری از راههای بروز تاریخ وجود دارد. این بیشتر شبیه یک سفر آهسته دویدن از یک ساحل قاره به ساحل دیگر است: شما فقط بسیاری از مکان ها را برای شروع دارید ، و هر یک از آنها در جایی که شما می خواهید تأثیر بگذارد آیا واقعاً جهان در ظرفیت خود برای ایجاد تازگی اطلاعات باز است؟ شاید کاملاً نباشد.

شاید اگر تاکنون از خواندن جان سالم به در برده اید ، از خود بپرسید که در مورد چند بیت رایگان صحبت می کنیم. از این گذشته ، جهان شناخته شده بزرگ است ، اما قطعاً محدود است. ما همیشه می توانیم کره فضایی را مشاهده کنیم که از زمان انفجار بزرگ حدود 13.8 میلیارد سال پیش ، نور از آن زمان رسیده است. این پیچیده است ، اما ما در واقع می توانیم حداکثر تعداد هر نوع بیت (نه فقط بیت های آزاد) را در جهان مشاهده شده تقریباً ده تا قدرت 122 (یا 10) محاسبه کنیم.122) نکته اصلی این است که این محدودیت تعداد کارهای جالبی است که می توانید انجام دهید همیشه اتفاق افتاده در جهان. بدون انتقال ، بدون اضافات ، همین.

اما همچنین به این معنی است که بیت ها و بیت های آزاد با گذشت زمان “هزینه” می شوند. در واقع ، آنها باید برای وقوع حوادث باشند. و این ما را به حلقه کامل ایده های فیزیک کلاسیک در مورد قوانین ترمودینامیک و آنتروپی و محدودیت لاندوئر در انرژی مورد نیاز برای پاک کردن بیت ها بازمی گرداند. ذخیره و دستیابی به اطلاعات به معنای استفاده از انرژی است. اما اگر از انرژی استفاده می کنید ، باید آنتروپی فضا را حفظ یا افزایش دهید (به طور کلی). اگر تعداد محدودی بیت در کل واقعیت وجود داشته باشد ، حتی اگر تعداد عظیمی مانند 10 باشد122، سپس جهان سرانجام راه های تغییر آنتروپی و بیت های خود را از دست می دهد.

در این مرحله ، داستان با آینده کیهانی دوردست ، دوردست ، وصل می شود که در آن همه چیز در تعادل گرمایی است: کیهان همه جا با یک دما است. هیچ نقطه سرد و گرم وجود ندارد ، هیچ راهی برای جریان یافتن انرژی از چیزهای گرم به چیزهای سرد وجود ندارد. دیگر هیچ بیتی برای چرخش وجود ندارد و جهان به پایان می رسد به عنوان یک حمام ولرم و پر از چیزی جز پشیمانی. (اگرچه پشیمانی پیش فرض اطلاعات است و در این اواخر راهی برای دستیابی به آنها وجود نخواهد داشت).

آیا توصیف جهانی که معتبر بوده و هست ، معتبر است؟ ما واقعاً نمی دانیم ، اگرچه بهتر است کائنات رشد کنند ، که واقعاً به دنبال کسالت احتمالی در همگنی گرمایی است. مفاهیمی مانند بیت های آزاد در حال حاضر فقط پیشنهادهای جذاب هستند که باعث می شود واقعیت به زیر سطح برسد.

نکته کلیدی همه اینها این است که معلوم می شود اطلاعات بیش از حد انتظار است. این فقط راهی برای کشف اصول طبیعی نیست. ممکن است بخشی از اصول باشد. بنابراین ، این واقعیت که داده انسان به طور فزاینده ای در تار و پود جهان درگیر می شود – به عنوان بخشی از ماده و انرژی دستکاری شده – بدان معنی است که ما (به عنوان موجودات زنده) کاملاً متعهد به پیگیری جهانی این اقیانوس آینده کیهانی تغییرناپذیر و متعادل هستیم. زمان. گویی ما به عنوان یک نوسان موقت انرژی از خلا بیرون پریده ایم و از آن زمان در راه بازگشت هستیم.

هنگام نوشتن کتاب جدید خود در اینجا ، “3 عالی ترین مکاشفه” اثر کالب شارف را بخوانید.

کالب شارف نویسنده کتاب صعود اطلاعات. او یک فیزیکدان فیزیک ، مدیر اخترشناسی در دانشگاه کلمبیا در نیویورک و بنیانگذار yhousenyc.org است ، موسسه ای که آگاهی انسان و ماشین را مطالعه می کند. کتاب های قبلی وی شامل جهان مقیاس پذیر: یک تور حماسی در مقیاس کیهانی ، تقریباً از هر چیزی تقریباً به هیچ.

از جانب صعود به اطلاعات: کتاب ، بیت ، ژن ، ماشین و الگوریتم مداوم زندگی توسط کالیب شارف. با توافق با Riverhead ، یکی از اعضای Penguin Random House LLC منتشر شده است. حق چاپ © Caleb Scharf 2021.

تصویر سرب: Nina Ezhik / Shutterstock



[ad_2]

منبع: khabar-shoma.ir