آنچه می توانید از زندگی در قطب جنوب یاد بگیرید – شماره 92: مرزها


.oe Pettit مرد جنجالی است. عاشق تنهایی که تیم ها را مدیریت می کند ، مهندسی که شعر می گوید و نقاشی می کشد ، یک خانواده خانوادگی که چندین ماه از سال را در یخچال های دوردست قطب جنوب می گذراند و ابزارهای ظریف علمی را نصب می کند. این ترکیبی نادر از ویژگی هایی است که می توانید در هر جای دنیا – به جز ، شاید در قطب جنوب – پیدا کنید.

در حقیقت ، امروزه کار پتی شامل یافتن مهندسان دیگری مانند او ، مونتاژ خدمه ترک برای قرار دادن رادار نفوذ یخ و سایر تجهیزات در هر دو قطب زمین است. این کار سختی است ، اما حیاتی است.

تیم های پتیت پشتیبانی و تجهیزات لازم را برای محققان مطالعه یخچال های قطبی فراهم می کنند. یخچال های طبیعی دائما در حال حرکت هستند و تحت فشار برف انباشته شده ، که به یخ های یخبندان فشرده می شوند ، به بیرون نشت می کنند. بعضی از یخچال های طبیعی با سرعت چند کیلومتر در سال می دوند. آنها همچنین ذوب می شوند. با گرم شدن آب و هوای ما ، صفحات یخی این سیاره با سرعت بیشتری از آنچه انتظار می رود در حال ناپدید شدن هستند و آب مذاب را در طغیان دریاها می ریزند. درک یخچال های طبیعی در پیش بینی برخی از بدترین آشفتگی های آب و هوایی که با آن روبرو هستیم بسیار مهم است. محققان باید بدانند که یخچال های طبیعی چگونه در انواع مختلف زمین حرکت می کنند ، در کجا و چگونه ناپایدار می شوند و سرعت سقوط آنها سریع است. پتیت این امکان را فراهم می کند.

جک تجارت ANTARCTIC: جو پتی برای اطمینان از اینکه هر زمستان شغلی دارد مشاغل مختلفی پیدا کرده است: یک مهندس ، یک همکار تحقیقاتی ، یک مدیر جستجو و نجات یخچال های طبیعی.با احترام از جو پیتیت

طی 30 سال گذشته ، پتیت به عنوان مهندس و مدیر پروژه کار کرده است. اول ، فصل شلوغ تابستان در ایستگاه مکمردو ، بزرگترین پایگاه تحقیقاتی قطب جنوب. او به زودی در زمستان شروع به کار کرد: هشت ماه تاریکی تقریباً ابدی ، سرمای شدید و طوفان های شدید. او ماهها بدون خورشید زندگی کرد و عاشق شب قطبی شد. وی با خواندن چراغ های جنوبی و هشدار به همکاران خود در مورد انتظار خیره کننده ترین نمایش ها ، پیگیر شفق قطبی مک موردو شد. او برای اطمینان از اینکه هر زمستان شغلی دارد مشاغل مختلفی پیدا کرده است: یک مهندس ، یک همکار تحقیقاتی ، یک مدیر جستجو و نجات یخچال های طبیعی.

برای زنده ماندن – و دوست داشتن – مکانی مانند قطب جنوب چه کاری لازم است؟ همانطور که بسیاری از ما در سراسر جهان برای زمستان های طولانی و اجتماعی خود آماده می شویم ، پتی خرد چندانی برای اشتراک ندارد. او آن را در زیر به قول خودش پیشنهاد می کند.

خودت را در خانه بساز

من اولین بار در سال 1990 به قطب جنوب رفتم. این نتیجه جستجوی کار بود. من در کلرادو اسپرینگ زندگی می کردم و به تبلیغات لازم در روزنامه نگاه می کردم. من برای شرکتی به نام Antarctic Support Associates اتفاق افتادم. آنها به دنبال یک مهندس بودند و تجربه من در مهندسی برق است. روزی که به آنجا رسیدم ، اتفاقاً سی سالگی ام بود. او فرار کرده بود. فوق العاده باد. وقتی از هواپیما پیاده شدیم ، مردم دست ما را گرفتند و آن را روی شانه مرد مقابل خود گذاشتند و گفتند: “فقط به آن مرد آویزان شوید و آنها را به سمت وسیله نقلیه دنبال کنید.” من فکر کردم ، “بله ، همین!” روز بعد ابرها پاک شدند. بلند شده و یک رشته کوه از انجمن سلطنتی وجود دارد که حدود 60 مایل طول دارد. خیره کننده بود باورم نمی شد. به آنجا رفتم و نمی دانستم چگونه خواهد بود ، زیرا در هیچ یک از تجربیات قبلی من نمی گنجید. من آن قسمت از او را دوست داشتم ، جایی را که دوست داشتم دوست داشتم ، علم و کاری را که انجام دادم دوست داشتم.

اگر انتظار دارید شگفت انگیز و پر از تجربیات جدید باشد ، در نهایت به دنبال آن تجربیات هستید.

دنبال ستاره ها باشید

صرف یک سال کامل تنها راه تجربه قطب جنوب است. این هر روز تغییر می کند – نور ، مردم ، خلق و خوی آنها ، سرعت زندگی. از تابستان تا زمستان همه چیز کند می شود. استفاده از ستاره هایی که در زمستان از بالای سر در حال چرخش هستند به عنوان ساعت آفتابی ، جایی که ستاره ها می دانید در چه ساعتی از شبانه روز است ، بسیار شگفت آور است. اکنون برای من 30 سال گذشته است که تصور آن سخت است. اما هر سال اتفاقی می افتد ، یا چیزی که من می بینم ، و من مانند “بله ، به همین دلیل است که مدام برمی گردم ، این جادو است.” برای من ، این فقط طبیعت باشکوه مکان است ، این واقعیت بسیار دور است ، بسیار ریاضت و در عین حال فوق العاده زیبا. احساس مقیاس قطب جنوب چیزی است که واقعاً من را تحت تأثیر قرار می دهد.

شما هیچ انتظاری ندارید

شما باید بدانید که انتظارات شما چیست. اگر انتظار داشته باشید که دشوار باشد ، دشوار خواهد بود. اگر انتظار دارید شگفت انگیز و پر از تجربیات جدید و جالب باشد ، در نهایت به دنبال آن تجربیات هستید. افرادی که مدبر هستند و راه هایی برای مدیریت شرایط تغییر به طور شخصی یا حرفه ای ارائه می دهند ، در طولانی مدت بهتر عمل می کنند. چیزی که برای بهترین ما اتفاق می افتد قرار دادن تاریخ عزیمت در تقویم است. اجتناب ناپذیر است که شما آن روز آن را درک نخواهید کرد ، زیرا باند هوا باید تنظیم شود یا هواپیما نمی تواند پرواز کند ، زیرا هوا باعث می شود خلبان چیزی نبیند. بسیاری از مردم واقعاً از این رنج می برند. آنها آن را از دست می دهند. اما افرادی که می توانند برنامه های A ، B ، C و D را تنظیم کنند و نگران این واقعیت نباشند که سه برنامه اول از پنجره بیرون آمده اند ، عملکرد خوبی دارند. انعطاف پذیر مواردی هستند که در قطب جنوب بهترین عملکرد را دارند.

مقیاس: کانال نویمایر فقط یکی از خصوصیات عظمت قطب جنوب است. پتی می گوید: “احساس مقیاس قطب جنوب چیزی است که واقعاً مرا لمس می کند.”بت سیمونز

عشق به تنها بودن

افرادی که از مردم لذت می برند ، اما در عین حال از تنها بودن راحت هستند ، تمام تلاش خود را می کنند. خلوت و خلوتی وجود دارد و آنچه شما نسبت به آن احساس می کنید مهم است. اگر درون گرا باشید ، می توانید به خوبی انجام دهید ، اگرچه بسیاری از موارد مانند غذا خوردن در یک گروه بزرگ اتفاق می افتد. بنابراین ، اگر درون گرا باشید ، ممکن است احساس کنید که در دریایی از چهره غوطه ور شده اید. افرادی که کنجکاو هستند خوب عمل می کنند زیرا همه در مورد مکان س questionsال می کنند و در مورد قطب جنوب شگفتی می کنند. کنجکاوی در مورد علم ، درباره یکدیگر مهم است. افرادی که در خارج از خانه احساس راحتی می کنند بیشتر از افرادی که نیستند در آنجا می مانند.

داشتن یک سرگرمی مفید است. من در کنار هنرمند قرار می گیرم ، بنابراین در طول اقامتم به نقاشی و نقاشی ، عکاسی و موسیقی مشغول هستم. افرادی که دوست دارند در فضای باز باشند و به پیاده روی یا اسکی بپردازند واقعاً خوب عمل می کنند. من افرادی را ملاقات کرده ام که تا آنجا که می توانند در شهر یا داخل منزل اقامت دارند و با گذشت زمان تمایل به آلودگی بیشتر دارند. بنابراین فرصت بیرون رفتن و غرق شدن در تجربه مکان واقعا مهم است. من یک بار زمستان را با زنی آرایشگر گذراندم. او در ساختمان 155 ، جایی که رستوران واقع شده است ، و بیشتر بخشهای امور اداری و تفریحی در طول زمستان اقامت دارد. او فکر کرد ، “این چالش من خواهد بود.” و من فکر کردم ، “چه ضرر!” او هرگز شفق قطبی را ندیده بود ، هرگز برخی از چیزهای زیبا را که در زمستان اتفاق می افتد ندیده بود. او با چالش خود روبرو شد ، اما به ضرر او بود که تجربه قطب جنوب را کاملا از دست داد.

اگر دسته بدبین ها را جمع کرده اید ، پس چیزی جز بدبختی رخ نخواهد داد.

خوشبین باش

اگر خود را با افرادی خوش بین احاطه کرده اید ، پس تیم واقعاً خوبی دارید. اگر دسته بدبین ها را جمع کرده اید ، پس چیزی جز بدبختی رخ نخواهد داد. این یک واقعیت از زندگی در همه جا است ، اما وقتی شما واقعاً به حاشیه رانده می شوید و بسته به اینکه چه تصمیمی می گیرید ، همه چیز می تواند به یک روش یا دیگری پیشرفت کند ، ظهور مشکلات با خوش بینی افق ایده های احتمالی را که می توانید مطرح کنید ، گسترش می دهد – در مقابل ، “اوه ، فقط کار نخواهد کرد.” ما روی تجهیزات و ابزارهایی کار می کنیم مثل اینکه آنها روی ماه باشند. هیچ فروشگاه سخت افزاری وجود ندارد. هنگامی که ساز وجود دارد ، به ویژه در زمینه های عمیق ، شما نمی توانید یک یا دو سال به آن برگردید. بنابراین شما با این انتظار که باید کار کنند چیزهایی را طراحی و ساخت و آزمایش می کنید. شما سعی می کنید از هر لحاظ تصور کنید عرشه را به نفع خود مرتب کنید.

شانس خود را ارزیابی کنید

ما یک بار در ماه ژوئن ، که در زمستان است ، طوفانی گسترده داشتیم. هنگام فرود بود. هواپیماهای نیروی هوایی پالت های پر از غذا و نامه را از پشت هواپیما با چتر نجات به یک منطقه تخلیه مشخص می انداختند. برای آماده شدن برای پاییز ، باید انرژی را به منطقه وارد کنید ، که در این حالت یک مسیر برفی بود. یک خدمه به آنجا می رفتند و در باند فرودگاه در دو طرف منطقه سقوط چراغ داشتند. این طوفان به ویژه وحشتناک بود. خدمه ای که در آنجا رانندگی می کردند باید متوقف شوند ، اما آنها ادامه دادند و بدتر شدند. آنها نمی توانستند تیرهای بامبو را که جاده را علامت گذاری می کنند ، ببینند و به تاریکی رفتند. مجبور شدیم برویم آنها را پیدا کنیم. سرعت باد آنقدر زیاد بود که مانند قطار باری غر می زد. باید به گوش کسی می رسید و با فریاد از او فریاد می کشید تا پس از آن غرش هرگونه اطلاعاتی بدست آورید. ناگهان باد از 100 گره ثابت به تقریباً صفر رسید. فقط یک باره متوقف شد و این غبار خوب برف پایین آمد. ما با وانت تحویل گمشده تماس گرفتیم و پرسیدیم: “آیا شما چراغ قوه ای ندارید؟” ما به آنها گفتیم که بالای وانت قرار بگیرند و دور خود را بچرخانند. البته ، کسی متوجه یک چراغ شد و ما قطب نمای را در دست داریم. شانس استراحت بود. بعضی اوقات فقط باید به آن شانس اعتماد کنید و بگویید: “می دانی ، این به اندازه کافی خوب است.”

ماریسا گرونس دانشجوی دکترای مرکز محیط زیست دانشگاه هاروارد است ، جایی که او مشغول کار بر روی کتابی در مورد قطب جنوب است.

تصویر برجسته: مرکز تحقیقات آمریکایی ، ایستگاه پالمر ، واقع در جزیره آنتورپ در قطب جنوب ، جایی که جو پتی رئیس عملیات بود. عکس از ماری زن.

Sapolsky_TH-F1




منبع: khabar-shoma.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*